تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
زمانى كه اين مردم ما را به حكميت قرآن دعوت كردند ما قومى نبوديم كه از قرآن رو بگردانيم ، در حالى كه خداوند سبحان فرموده : « اگر در چيزى اختلاف كرديد آن را به خدا و رسولش برگردانيد » . برگرداندن اختلاف به خداوند اين است كه كتابش را حاكم قرار دهيم ، و ارجاع دادن اختلاف به پيامبرش اين است كه سنّتش را اخذ كنيم . پس اگر از روى صدق به كتاب خدا ، حكم شود ما به آن حكم از همهء مردم سزاوارتريم ، و اگر به سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، حكم شود ، ما از همهء مردم به آن اولىتريم . امّا گفتار شما كه چرا ميان خود و آنان در حكميت مدّت قرار دادى ؟ براى اين بود كه جاهل حق را نزد خودش روشن كند ، و دانا در عقيده‌اش تحقيق بيشتر كند ، و شايد خداوند در اين ايّام صلح و آرامش ، كار اين امّت را اصلاح كند ، و در مضيقه نباشند تا پيش از شناخت حق شتاب كرده و به نخستين گمراهى گردن نهند . قطعا برترين مردم نزد خداوند كسى است كه عمل به حق پيش او اگر چه از نتيجهء آن نقصان و سختى بيند محبوبتر از باطل باشد ، اگر چه باطل به او نفع رساند ، و مقام او را بالاتر گرداند . سرگردانى شما از كدام ناحيه است ؟ اين فتنه از كجا به شما رسيد ؟ مهيّا براى رفتن به سوى مردمى شويد كه در شناخت حق سرگردان و از ديدن آن كورند ، و به ستم تشويق شده آن را به عدل و انصاف بدل نمىكنند ، از فهم قرآن دور ، و از راه راست منحرفند . شما طرف اعتماد نيستيد كه بتوان به شما اعتماد كرد ، و نه ياران توانمندى كه بتوان به شما متّكى شد . براى افروختن آتش جنگ بد آتش افروزانى هستيد ! اف بر شما كه از شما بس اذيّت و بلا ديدم ! روزى شما را براى يارى ندا مىكنم ، و روزى ديگر با شما ( بر سر تقصيرتان ) نجوا مىكنم ، نه در وقت ندا آزاد مردان صادقى هستيد ، و نه در موقع نجوا ، رازداران مورد اطمينانى مىباشيد .

123 - از سخنان آن حضرت است وقتى با تندى به او گفتند كه چرا در تقسيم بيت‌المال ميان همه مساوات مىكند و سابقه و شرافت افراد را در نظر نمىگيرد .

آيا به من امر مىكنيد تا با ستم كردن در حقّ كسانى كه بر آنان حكومت دارم پيروزى بجويم ؟ ! به خدا سوگند تا شب و روز مىآيد و مىرود ، و ستاره به دنبال ستاره حركت مىكند دست به چنين كارى نمىزنم .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 110 | خطب الإمام علي ( ع ) / انصاريان