بهترين مردم دربارهء من مردم معتدل هستند ، پس ملازم راه وسط باشيد و با اكثريت همراه شويد ، كه دست خدا بر سر جماعت است ،
و از تفرقه و جدايى بپرهيزيد ، كه يكسو شدهء از مردم بهرهء شيطان است ، چنان كه گوسپند دور مانده از گله نصيب گرگ است .
آگاه باشيد كسى كه به اين شعار ( تفرقه ) دعوت كند او را بكشيد گر چه زير عمامهء من باشد . به آن دو نفر حكميت داده شد كه آنچه را قرآن زنده كرده زنده كنند ، و آنچه را قرآن ميرانده بميرانند .
احياء قرآن در يكدلى همگان در عمل به آن است ، و ميراندن قرآن جدايى از اوست .
بنا بر اين اگر قرآن ما را به سوى آنان بكشاند از آنان پيروى مىكنيم ، و اگر آنان را به سوى ما بكشد بايد از ما پيروى كنند . پس اى بىريشهها شرّى براى شما نياوردهام ، و در كارتان فريبتان ندادهام ، و شما را به اشتباه نينداختهام ،
رأى خودتان به انتخاب دو نفر قرار گرفت ، ما هم از آنان پيمان گرفتيم كه از حدود قرآن تجاوز نكنند ، ولى هر دو گمراه شدند و حق را ترك كردند در حالى كه به حق بصيرت داشتند ، مقتضاى طبعشان جور و ستم بود و به آن راه رفتند ، در صورتى كه قبل از آنكه رأى به باطل بدهند و حكم ظالمانه نمايند با آنان شرط كرديم كه به عدالت حكم كنند و حق را منظور دارند .
125 - از سخنان آن حضرت است كه در آن از پيشامدها و فتنههاى بصره خبر مىدهد
اى احنف ، گويا او را مىبينم با ارتشى به راه افتاده كه نه غبار دارد نه هياهو ، و نه صداى لجام مركبها ، و نه شيههء اسبان ! و با پاهاى خود كه همچون پاهاى شتر مرغان است از زمين غبار برمىانگيزند . [ اين سخن اشاره به صاحب زنج است . سپس فرمود : ]
واى بر كوچههاى آباد ، و عمارتهاى آراستهء شما كه تراسهايى چون بال كركسان ، و ناودانهايى چون خرطوم پيلان دارند ،