قطعا آنان كه در برابر حوادث ايستادگى مىكنند همانانند كه بر گرد پرچم خود دور زده ، آن را از هر طرف و از پس و پيش مواظب هستند ، نه از آن عقب مىافتند تا تسليم دشمن كنند ، نه از آن پيشى مىگيرند تا تنهايش گذارند .
هركس در برابر هماوردش بايستد ، و برادرش را با جان خود يارى دهد ، و حريفش را به او وا مگذارد ، كه او برابر دو حريف قرار بگيرد ، يكى حريف خودش و ديگر حريف برادرش .
به خدا قسم اگر از شمشير دنيا فرار كنيد از شمشير آخرت سالم نخواهيد ماند ، شما اشراف عرب هستيد و از بزرگترين برجستگان ، در فرار از جهاد خشم خدا نهفته و ذلّت قطعى و ننگ ابدى وجود دارد .
فرارى بر عمر خود نيفزايد ، و بين فرارى و روز مرگش مانعى ايجاد نشود . آن كه با جهاد به جانب خدا روى كند چون تشنهاى است كه به چشمهء آب وارد مىشود . بهشت در سايهء نيزههاست .
امروز خبرهاى پنهان ( از باطن بد دلان و روحيهء شجاعان ) آشكار مىشود . به خدا قسم من به رويارويى با دشمن از اشتياق آنان به وطنهايشان مشتاقترم .
خدايا ، اگر دشمنان ما حق را نپذيرفتند ، جمعيّتشان را پريشان ساز ، و اتّحادشان را قرين تفرقه گردان ، و آنان را به خاطر خطاهايشان به هلاكت انداز .
بدانيد دشمن جاى خود را از دست ندهد جز با نيزههاى پى در پى شما كه زخم كارى به آنان بزند ، و ضربهاى كه فرقشان را بشكافد ، و استخوانها را بشكند ، و بازوها و قدمها را جدا سازد ، و تا وقتى كه گروهها پى در پى به آنان حمله برند ، و سواران بر آنان هجوم كنند و صفهايشان را در هم شكنند ، و لشكريان از پس لشكريان به شهرهايشان در آيند ، و سم اسبانتان سرزمينهاى متصل و روبروى هم آنها را در هم بكوبد ، و اطراف كشتزارها و مراتعشان را زير لگد قرار دهد .
مىگويم : « دعق » به معناى كوبيدن است . يعنى اسبان زمينهاى ايشان را به سم خود بكوبد .
« نواحر الأرض » زمينهاى روبروى هم است گفته مىشود : « منازل بنى فلان تتناحر » : يعنى منزلهاى فلان طايفه برابر يكديگر است .
122 - از سخنان آن حضرت است در رابطه با خوارج وقتى كه حكميت را انكار كردند ، در اين كلام اصحاب خود را نسبت به حكميت سرزنش مىنمايد ، و دربارهء آنان مىگويد :
ما مردمان را حكم قرار نداديم ، قرآن را حكم كرديم ، و اين قرآن خطى است نوشته شده ميان دو جلد كه با زبان حرف نمىزند ، او را مترجمى لازم است ، و از جانب او مردان سخن مىگويند .