تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
اى بندگان خدا ، شما را به تقواى الهى سفارش مىكنم كه توشهء سفر است و پناهگاه : توشه‌اى است رسانندهء به مقصود ، و پناهگاهى است رهاننده ، كه شنواننده‌ترين دعوت كنندگان به آن دعوت نموده ، و بهترين حفظ كننده آن را حفظ كرده ، دعوت كننده‌اش آن را به گوش رساند ، و حفظ كننده‌اش رستگار شد . بندگان خدا ، تقواى الهى اولياء خدا را از دچار شدن به حرامها باز داشت ، و دلهايشان را ملازم ترس از خدا كرد ، تا جايى كه آنان را به شب‌زنده‌دارى واداشت ، و در گرماى روز موفق به روزه نمود ، پس راحتى فردا را با سختى امروز ، و سيراب شدن فردا را با تشنگى امروز به دست آوردند ، مرگ را نزديك دانستند پس به انجام عمل شتافتند ، و آرزو را تكذيب كردند پس مرگ را در نظر آوردند . دنيا سراى فنا و رنج و تغيير و جاى عبرت است . از اسباب فنايش اين كه كمانش را كشيده ، نه تيرش به خطا مىرود ، و نه زخمهايش علاج مىگردد . زنده را هدف تير مرگ مىسازد ، سالم را به بيمارى مبتلا مىكند ، و نجات يافته را به هلاكت مىاندازد . خورنده‌اى است كه سير نمىشود ، و نوشنده‌اى است كه سيراب نمىگردد . و از رنجهاى دنيا اين كه : شخص جمع مىنمايد چيزى را كه نمىخورد ، و خانه‌اى مىسازد كه در آن ساكن نمىشود ، آنگاه به سوى خدا مىرود بدون آنكه مالى بردارد ، و ساختمانى همراه ببرد . و از جمله نمونه‌هاى تغيير وضع دنيا اين كه : آن كس كه روزى مورد ترحم مردم بود روز ديگر مورد غبطه واقع مىشود ، و آن كه مورد غبطه بود مورد ترحم قرار مىگيرد ، اين نيست مگر به خاطر نعمتى كه از بين رفته و به جاى آن رنج و محنت جاى گرفته . و از جمله اسباب عبرتهاى دنيا اين كه : همين كه نزديك است انسان به آرزويش برسد ناگهان حضور مرگ اميدش را قطع مىكند ، بر اين حساب نه آرزو درك مىشود ، نه آرزومند را آزاد مىگذارند تا ادامهء حيات دهد . سبحان اللّه ، چه فريبنده است خوشى دنيا ، و چه مايهء تشنگى است سيرابى آن ، و چه موجب گرمى است سايه‌اش ! نه آينده‌اش قابل ردّ است ، نه گذشته‌اش قابل بازگشت . سبحان اللّه ، چه نزديك است آدم زنده به مرده براى ملحق شدن به مرده ، و چه دور است مرده از زنده به خاطر جداييش از زنده ! از شرّ چيزى بدتر نيست مگر جريمه‌اى كه براى آن است ، و از خير چيزى بهتر نيست مگر ثوابى كه براى آن مقرّر است . شنيدن هر چيزى از دنيا بزرگتر است از ديدنش ، و ديدن هر چيزى از آخرت عظيم‌تر است از شنيدنش . پس بايد شنيدن و خبر گرفتن از غيب ( به وسيلهء انبياء ) شما را از ديدن كفايت كند .
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 100 | خطب الإمام علي ( ع ) / انصاريان