ياد مرگ از دلتان پنهان شده ، و آرزوهاى دروغ نزد شما حاضر گشته ، از اين رو دنيا بيش از آخرت مالك شما شده ، و متاع فعلى دنيا شما را از توجّه به متاع آخرت باز داشته است . شما بر مبناى دين خدا برادر هستيد ، چيزى جز آلودگى درونها ، و بدى نيّتها شما را از هم جدا نكرده ، به اين لحاظ يكديگر را يارى نمىدهيد ، و خيرخواهى نمىكنيد ، و به هم بذل و بخشش نداريد و با يكديگر دوستى نمىكنيد .
شما را چه شده كه به اندكى از دنيا كه به دست مىآوريد شاد مىشويد ، و به بسيارى از آخرت كه از دست مىدهيد غصّهدار نمىگرديد ؟ ! چون اندكى از دنيا از دستتان برود شما را پريشان مىكند ، تا جايى كه آثار پريشانى در چهرهء شما آشكار مىگردد و در برابر آنچه از دستتان رفته بيتابى مىكنيد ، و گويى دنيا جاى اقامت هميشگى شماست ، و گويى متاع آن براى شما دائمى است !
چيزى شما را از گفتن عيب برادر خود به صورت روياروى باز نمىدارد جز ترس از اينكه او هم به مانند آن عيب را براى شما بگويد . در ترك آخرت و محبّت به دنيا با هم خالصانه دوستى مىورزيد ، و دين هر يك از شما بازيچهء زبان اوست . به كسى مىمانيد كه كارش را انجام داده ، و خشنودى مولاى خود را به دست آورده است !
112 - از خطبههاى آن حضرت است در پند و اندرز مردم
ستايش خدا را كه ستايش را به نعمتها ، و نعمتها را به شكر متصل كرد . او را بر نعمتهايش حمد مىكنيم چنان كه بر بلاهايش سپاس مىگزاريم . و از او در برابر اين نفوسى كه در آنچه امر شده كاهلى مىكند ، و بر آنچه نهى شده شتاب مىنمايد يارى مىخواهيم .
و از او براى گناهانى كه علمش به آن احاطه دارد ، و كتابش آن را برشمرده آمرزش مىطلبيم ؛ آن علمى كه قاصر نيست ، و كتابى كه چيزى را وانگذاشته . و ايمان مىآوريم به او ايمان كسى كه غيبها را با ديدهء سر ديده ، و به آنچه وعده دادهاند آگاه شده ، ايمانى كه اخلاصش شرك را زدوده ، و يقينش شك را از بين برده .
و شهادت مىدهيم كه معبودى جز اللّه نيست تنها و بىشريك است ، و محمّد صلّى اللّه عليه و آله بنده و فرستادهء اوست ، دو شهادتى كه گفتار ( نيكو ) را اوج مىدهند ، و عمل ( صالح ) را بالا مىبرند . ميزانى كه اين دو شهادت را در آن مىنهند سبك نباشد ، و ميزانى كه اين دو شهادت را از آن بردارند سنگين نخواهد بود .