تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
و به دفاع آنان اميدى نمىباشد ، درون زمين را به جاى روى زمين انتخاب كردند . و خانهء تنگ قبر را در عوض خانهء وسيع ، و غربت را به جاى بستگان ، و تاريكى را به جاى روشنايى . برهنه و عريان به مانند روزى كه از دنيا مفارقت كردند به صحنهء محشر باز آمدند ، از دنيا با اعمال خود به سوى حيات جاودانى و سراى هميشگى كوچ نمودند ، چنان كه خداوند سبحان فرمود : « همچنان كه آنها را در آغاز آفريديم بازشان گردانيم ، اين وعدهء حتمى ماست كه انجام مىدهيم » .

110 - از خطبه‌هاى آن حضرت است دربارهء ملك الموت و قبض روح مردم

وقتى ملك الموت وارد خانه‌اى مىشود آيا او را حس مىكنى ؟ يا وقت قبض روح كسى او را مىبينى ؟ بلكه جنين را در شكم مادرش چگونه قبض روح مىكند ؟ آيا از برخى از اعضاء مادر بر او وارد مىشود ؟ يا اينكه روح جنين به اذن خدا او را اجابت مىنمايد ؟ يا ملك الموت همراه جنين در روح مادر ساكن است ؟ كسى كه از وصف مخلوقى مانند خود عاجز است چگونه خداى خود را وصف تواند كرد ؟

111 - از خطبه‌هاى آن حضرت است [ در نكوهش دنيا ]

شما را از دنيا مىترسانم كه منزل كوچ است نه جاى اقامت . به امور فريبنده خود را آراسته ، و با آرايشش به فريفتن برخاسته . سرايى است كه نزد پروردگارش بىمقدار است ، حلالش را به حرام ، و خيرش را به شرّ ، و حياتش را به مرگ ، و شيرينش را به تلخى در آميخته . خداوند آن را براى دوستانش خالص و گوارا نكرده ، و از پرداخت آن به دشمنانش مضايقه ننموده است . خوبىاش اندك ، شرّش حاضر ، گرد آمده‌اش فانى شونده ، دولتش در معرض ربوده شدن ، و آبادش در معرض خراب شدن است . چه خيرى است در سرايى كه مانند خراب شدن ساختمان خراب مىگردد ؟ و عمرى كه چون تمام شدن توشه در آن خانه به پايان مىرسد ؟ و مدّتى كه چون تمام شدن راه به آخر خواهد رسيد ؟ ! واجبات خدا را از خواسته‌هاى خود قرار دهيد ، و در اداى حقّش و خواسته‌هايش از او بخواهيد شما را يارى دهد ، و دعوت مرگ را به گوشهاى خود بشنوانيد پيش از آنكه شما را دعوت كنند . زاهدان در دنيا دلشان مىگريد گرچه به ظاهر بخندند ، و اندوهشان شديد است گرچه شاد باشند ، و خشمشان بر خود زياد است گرچه در ميان مردم به خاطر آنچه از آن بهره‌مندند مورد غبطه‌اند .