تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
و از شهابهاى درخشنده براى راههاى نفوذ به آن ديده‌بان گذاشت ، و به دست قدرت خود در عرصهء فضا آسمانها را از اضطراب حفظ كرد ، و فرمان داد كه تسليم دستورات او باشند . خورشيد آن را نشانهء روشنى بخش روز ، و ماه آن را كه نورش به تاريكى مىگرايد نشانهء شب قرار داد ، و آن دو را در مجراى معين خودشان به جريان انداخت ، و حركتشان را در راهى كه بايد بپيمايند مقرّر فرمود ، تا به واسطهء رفت و آمدشان شب را از روز متمايز سازد ، و با گردش آنها عدد سالها و حساب دانسته شود . سپس در پهنهء آسمان ، مدار و فلك آن را قرار داد ، و ستارگان دور از ديده و ستارگان درخشنده را كه زينت بخش آن طاق برافراشته‌اند بر آن آويزان نمود ، و با شهابهاى نافذ آن استراق سمع كنندگان را هدف قرار داد ، و آن را به انواع طرق تسخير از ثابت داشتن ثوابت و به حركت در آوردن سيارات و پايين و بالا رفتن آنها و نحس و سعد آنها به جريان انداخت .

از اين خطبه است در وصف فرشتگان :

سپس خداوند سبحان براى سكونت دادن در آسمانهايش ، و آباد ساختن پهنهء اعلاى ملكوتش ، موجوداتى بىنظير از فرشتگانش را به عرصه هستى آورد ، و به وسيلهء آنها گشادگيهاى فضاى آسمان را پر كرد ، و صفحات باز جوّ را از آنان مملو ساخت . فريادهاى رساى تسبيح كنندگان از آن ملائكه بارگاه قدس ، در ميان پهنهء باز آسمان و پرده‌هاى حجاب ، و سراپرده‌هاى جلال و مجد طنين انداز است . و در وراى آن فريادهاى رسا كه گوشها از شنيدنش كر مىشود طبقاتى از نور است كه ديده‌ها از رسيدن به آن پس زده مىشوند ، و به ناچار در محدودهء آن نور در محل خود مطرود و رانده شده مىايستند . ملائكه را به صورت‌هاى گوناگون ، و اندازه‌هاى مختلف ، داراى بال و پر آفريد ، كه جلال عزّت حق را تسبيح مىگويند ، و آنچه را كه از عجايب خلقت خدا هويداست به خود نمىبندند ، و آفرينش چيزى را كه آفريدنش مخصوص خداست ادعا نمىكنند ، بلكه « آنان بندگان گرامى داشتهء حقّند كه در گفتار سبقت بر خدا نمىگيرند و فرمانش را اجرا مىكنند » . خداوند ملائكه را در آن جهان معنوى امين وحى قرار داد ، و به وسيلهء آنان امانات امر و نهيش را به جانب پيامبران روانه كرد ، و همهء آنان را از اشتباه مصونيت داد ،