تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
كودنى غفلت‌ها بر ارادهء جدّى آنان در تلاش و كوشش غلبه نكند ، و شهوات فريبنده ، همّتهاى عالى آنان را هدف نمىگيرد . صاحب عرش را براى روز نيازمندى خود ذخيره گرفته‌اند ، و به وقت انقطاع خلق از خدا و توجّهشان به مخلوقات فقط خدا را مورد توجّه قرار مىدهند . روزگار عباداتشان را پايان نمىدهند ، رغبتشان به عبادت پروردگار ، آنان را به هيچ سويى متوجّه نمىسازد ، مگر به سوى چشمه‌هاى اميد به رحمت حق و ترس از عذاب او كه هيچ‌گاه از دلهاشان قطع نمىشود . آنچه علّت ترس از عذاب است از دلشان زدوده نمىشود تا از كوشش در عبادت دست بردارند ، طمع آنان را به اسارت در نياورده تا سعى در امور ظاهر را بر كوشش در امر آخرت مقدّم بدارند ، اعمال گذشتهء خود را بزرگ نشمارند ، زيرا اگر بزرگ شمارند اميد آنان به حق باعث زدودن رشته‌هاى خوف آنان از عذاب مىشود ، محض وسوسه‌هاى شيطانى در رابطه با حضرت حق اختلاف نكرده‌اند ، قهرهاى ناگوار آنان را از هم جدا نساخته ، و كينه‌هاى حسدورزى بر آنان غالب نشده ، و عوامل شك و بد دلى آنان را دسته دسته ننموده ، و انديشه‌هاى گوناگون آنان را تقسيم نكرده . فرشتگان اسير و پايبند ايمانند ، نه انحرافى آنان را از ريسمان محكم ايمان بريده ، و نه سستى و تنبلى ايشان را از رشتهء حق جدا كرده . در طبقات آسمانها جاى پوست تختى نيست مگر اينكه فرشته‌اى بر آن در سجود است ، يا در حال سير و سرعت در بندگى خدا . با طول عبادتشان بر معرفتشان مىافزايند ، و بدان وسيله عزّت و جلال خدا در دلشان افزايش مىيابد .

و از اين خطبه است در وصف زمين و گسترش آن بر روى آب :

زمين را در امواج شديد و با صولت ، و در درياهاى پر آب فرو برد ، در حالى كه موجهاى عظيم آن درياها به هم مىخوردند ، و امواج بلند آن كه در حال تدافع يكديگر بودند به هم مىكوفتند ، و همانند شتران نر در موقع هيجان و مستى كف به وجود مىآوردند . پس سركشى آب به خاطر سنگينى زمين حالت فروتنى گرفت ، و چون زمين به سينهء خود به روى آب قرار گرفت اضطراب و هيجان آب فرو نشست و چون با شانهء خود مانند حيوانى كه در خاك بغلتد بر روى آب در غلتيد آب آرام گرفت . آب پس از هيجان و اضطراب امواجش آرام و مغلوب شد ، و در دهنهء خوارى مطيع و اسير گشت . زمين گسترده شده در ميان آن آب پر موج ساكن شد ، و آب را از نخوت و كبر و از باد دماغ و سركشى و تجاوز باز داشت ، و دهان آن را كه پر موج بود بست ، و آب از آن همه هيجان و هيبت و جست و خيز به جاى خود نشست . پس از آنكه هيجان آب از زير اطراف زمين ساكن شد ، و كوههاى بلند سركشيده را كه بر دوش زمين قرار داشت بر روى خود حمل نمود ،