خداوند آبهاى چشمهها را از بالاى بينىهاى زمين ( قلّه كوهها ) به جريان انداخت ، و در پهن دشتها و رودخانهها سرازير ساخت ، و حركات زمين را با كوههاى لنگر انداخته ، و به وسيلهء صخرههاى بزرگ سر به فلك برداشته تعديل نمود .
زمين به علّت نفوذ كوهها در پهنهء آن ، و به خاطر فرو رفتن ريشهء كوهها در اعماق آن ، و سوار شدن آن صخرههاى بزرگ بر گردن و طبقات زيرين آن آرامش و استقرار يافت . خداوند ميان زمين و جوّ را فراخ نمود ، و هوا را براى تنفس ساكنان آن مهيّا فرمود ، و تمام نيازمنديهاى اهل زمين را از دل زمين بيرون آورد .
سپس بلنديهاى زمين را كه بىگياه بود و آب چشمهها به آن نمىرسيد ، و جويبارها وسيلهاى براى رساندن خود به آن زمينهاى مرتفع نمىيافتند رها نساخت ، بلكه ابرهايى آفريد تا عرصههاى مردهء آن بلنديها را زنده كنند ، و گياهش را برويانند .
ابرها را پس از پراكندگى قطعاتش و جدايى پارههايش به هم الفت و التيام داد ، تا چون آب درون ابر به جنبشى سخت برآمد ، و در حواشى آن برق بدرخشيد ، و درخشش برق در ميان قطعات ابر سپيد و انبوه خاموش نشد ، خداوند آن ابر پر باران را در حالى كه قطعاتش به هم پيوسته بود فرو فرستاد . در حالى كه به زمين نزديك شدند ، و بادها بارانهاى آن را پى در پى همچون دوشيدن شير از سينهء حيوانات دوشيدند و به شدّت به زمين ريختند .
زمانى كه ابرها سينهء خود را به زمين ساييدند ، و آنچه از باران داشتند بر زمين پاشيدند ، خداوند در زمينهاى خشك ، گياه ، و در دامن كوهها سبزه روياند .
در اين وقت زمين با آرايش مرغزارهاى خود به شادى نشست ، و از پردهء لطيفى از شكوفههاى خوشبو و زيبا كه بر خود پوشيده بود ، و از نظم دقيق شكوفهها و بوتههاى با طراوت كه چهرهء آن را مىآراست به نشاط و بهجت برخاست ، و خداوند آن نباتات و گلها را توشهء آدميان و روزى چهارپايان قرار داد . و نيز راههاى فراخ در اطراف زمين باز كرد ، و براى روندگان نشانههايى نهاد تا به هرجا كه بخواهند آمد و رفت كنند .
هنگامى كه زمين را براى زندگى آماده كرد ، و فرمان خود را جارى ساخت .
آدم ( ع ) را از ميان مخلوق خود اختيار كرد ، و او را اولين نوع از آفرينش انسان قرار داد ، و در بهشت خود ساكن كرد ، و روزيش را در آنجا فراوان نمود ، و او را به آنچه از خوردنش نهى كرده بود يادآور شد ، و به او آگاهى داد كه خوردن آنچه از آن نهى شده قرار دادن خويش در معرض معصيت خدا ، و به خطر افكندن قدر و منزلت خود است . اما آدم نسبت به آنچه از آن نهى شده بود اقدام كرد ، تا حركتش با علم حق كه از سابق به آن تعلّق گرفته بود موافق شد . خداوند هم او را پس از توبه به زمين آورد تا با نسلش زمين را آباد كند ، و به وسيلهء او حجّت را بر بندگان اقامه نمايد .
پس از قبض روح آدم حيات بندگان را از حجّت ربوبى و طريق اتّصال بين آنان و معرفت خود خالى نگذاشت ،
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٧٤