تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفاتيح الجنان (فارسى) — صفحة 748

مساهمون:

ص٧٤٨
نهر آب سپيد صافى جارى است ، و درختان ليمو و نارنج و انار و انگور و غير آن ، همه با ميوه همزمان ، بى آنكه فصل آنها باشد بالاى سر ما سايه انداخته ، گفتم : اين نهر و اين درختان چيست ؟ فرمود : هركس از مواليان ما زيارت كند جدّ ما را و نيز خود ما را ، اينها با او خواهد بود . گفتم : مىخواهم سؤالى بپرسم ، فرمود : بپرس ، گفتم : شيخ عبد الرّزاق مرحوم ، مردى مدرّس بود ، روزى نزد او رفتم ، شنيدم مىگفت : كسىكه در طول عمر خود ، روزها را روزه باشد ، و شبها را به عبادت به سر برد ، و چهل حج و چهل عمره بجا آورد ، و در ميان صفا و مروه بميرد ، و از مواليان امير مؤمنان عليه السّلام نباشد ، براى او چيزى نيست ، فرمود : آرى و اللّه براى او چيزى نيست ، آنگاه از حال يكى از خويشان خود پرسيدم ، كه آيا او از مواليان امير مؤمنان عليه السّلام است ؟ فرمود : آرى او و هر كه متعلق به توست ، گفتم : آقاى ما ، براى من پرسشى است ، فرمود : بپرس ، گفتم : تعزيه‌خوانان امام حسين عليه السّلام مىخوانند كه سليمان اعمش نزد شخصى آمد ، و از زيارت سيد الشهداء عليه السّلام پرسيد ، گفت : بدعت است ! پس در خواب هودجى را ميان زمين و آسمان ديد ، پرسيد : در آن هودج كيست ؟ گفتند : فاطمه زهرا و خديجه كبرى عليهما السّلام گفت : كجا مىروند ؟ گفتند : در اين شب كه شب جمعه است به زيارت امام حسين عليه السّلام مىروند ، آنگاه نوشته‌هايى را ديد كه از هودج فرو مىريزد ، و در آن نوشته شده : امانى است از آتس براى زائران حسين ( درود بر او ) در شب جمعه ، امانى است از آتش در روز قيامت آيا اين حديث صحيح است ؟ فرمود : آرى خبرى راست و تمام است . گفتم : آقاى ما آيا صحيح است كه مىگويند هركه حسين عليه السّلام را در شب جمعه زيارت كند ، براى او امان است ؟ فرمود : آرى و اللّه ، سپس اشك از ديدگان مباركش جارى شد و گريست . گفتم : آقاى ما پرسشى ديگر . فرمود : بپرس ، گفتم : سال هزار و دويست و شصت و نه امام رضا عليه السّلام را زيارت كرديم ، و در درّود يكى از عربهاى شروقيّه را ، كه از باديه‌نشينان طرف شرقى نجف اشرفند ، ملاقات كرده و او را مهمان كرده ، از او پرسيدم ولايت امام رضا عليه السّلام چگونه است ؟ گفت : بهشت ، امروز پانزده روز است كه من