جمعيت آن را در حدود پنجاه هزار نفر تخمين مىزنند : ده هزار نفر آنان از مسلمانان غير عرب مانند : ايرانيان ، حضرموتىها ، هندىها و بخاريها بودند ، اما فرنگيان ، كه تعدادشان در حدود يكصد نفر يا كمى بيش از آن بيان مىشد ، بيشتر آنان را تركان تشكيل مىدادند .
ثروت و دارايى اين شهر تقريباً در دست همين خارجيان قرار داشت بطوريكه گاهى برخى از آنان در حدود يك ميليون جنيه ، سرمايه داشتند ، زيرا اين گروه با فعاليت و جنب و جوشى كه در هنگام كار از خود نشان مىدادند در ميان مردم اين شهر خصوصاً آن گروه [ اين فعاليتها چنان گسترده بود ] ، مطلبى غريب و عجيب بود ، تا آنجا كه حتى باربران و قايقرانان اين شهر نيز غالبا از حضرموتىها و يا غلامان تشكيل مىگرديد .
جدّه داراى دو مدرسه بود ، نخست « مدرسهء الاصلاح » كه در آن حدود هشتاد شاگرد مشغول به تحصيل بودند و هزينهء آنان بيشتر از راه كمكهاى مردم شهر تأمين مىگرديد ، ديگرى « مدرسهء الرشديه » كه مدرسهاى دولتى بود و در حدود يكصد و بيست شاگرد در آن به تحصيل اشتغال داشتند .
درسى كه در اين دو مدرسه تدريس مىگرديد ، مقدارى معلومات سطحى و ساده از حساب و خواندن و نوشتنِ زبان عربى و تركى بود و بطوركلى سطح آموزش آنان بسيار پايينتر از مكتب خانههاى اوقاف مصر به شمار مىآمد .
در بازار اين شهر تابلويى را ديدم كه بر آن نوشته شده بود ( روزنامهء الاصلاح و چاپخانهء آن ) ، دربارهء آن تابلو سؤال كردم ، معلوم گرديد كه اين مركز پس از اعلان فرمانِ عثمانى ، آغاز به كار كرده بود ، ليكن بعلّت عدم استقبال مردم از آن ، مجدّداً از سوى بوجود آورندهء آن ، تعطيل گرديده و نويسندهء آن كه شخصى از تُركها بود به آستانه ( استانبول ) مراجعت كرده و هم اكنون چاپخانه بدون هرگونه فعاليتى همچنان تعطيل بود . همانطور كه پيش از اين ياد آور شديم ساكنان جدّه ، آميختهاى از نژادهاى گوناگون بود . و طبيعت اين اقليم آنچنان حالت سادگى و ابتدايى در آنان بوجود آورده بود ، بطوريكه از نظر آموزش عمومى و سطح سواد ، در سطح بسيار پايينى قرار داشتند به حدّى كه گاه برخى از آنان ، تنها به نوشتن نامه و يا شمارش سادهاى از حساب توانايى داشتند .
اين شهر داراى چهار مسجد بود ، مسجد حنفى ، شافعى ، مالكى و مسجد
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: انصارى
ص٩٢