بدين شهر وارد مىگردد . به نظر مىرسد كه تجارت آن در صدفهاى لؤلؤ و مرجان ، يُسر ، تسبيح ، پارچههاى ابريشم ، عطر ، ادويه ، حبوبات ، ظروف ، پوست ، سجاده ، فرش و آنچه كه مورد نياز حاجيان است ، مىباشد .
امّا تجارت اساسى و مهم آن شهر در زمينهء حبوبات ، به ويژه گندم و آرد گندم بود زيرا كه پايهء زندگى مردمان سرزمين عرب از شمال تا جنوب نيز به اين دو وابستگى دارد ؛ اين دو محصول از كشورهاى هند ، مصر ، شام ، ايران ، جاوه و جزانيها ، بدين شهر وارد مىگرديد . بازار شهر ، از جنوب تا شمال آن امتداد داشت كه در ادامه مغازهها به خانههاى كنسولهاى دولتها منتهى مىگرديد ، زيباترين ساختمانهاى جدّه در اين بخش شهر بنا گرديده كه در اين ميان خانهء نمايندگى روسيه را بعنوان زيباترين خانهء اين شهر مىتوان به شمار آورد ، زيرا اين خانه با سبك جالب و زيبايى بنا گرديده و در آن پنجرهها و بالكن هايى به كار رفته است كه نشان دهندهء عظمت و ابَّهَت ساختمانهاى عربى باستان بود ، آنچنانكه هر بينندهاى در ذهن خود تصوّر مىكرد كه در مقابل كاخ « رُصافه » در بغداد ايستاده است . جايگاه پليس در مقابل اين خانه واقع شده است و در كنار آن ، مركزى براى پستِ نگهبانى بود ، اين مركز از اتاق كوچكى تشكيل گرديده بود كه بوسيلهء مانعِ چوبى سادهاى كارگران را از كارفرمايان جدا مىنمود و در كنار آن نيز مركز تلگراف قرار داشت .
بازرگانان شهر جدّه را مردمان بومىِ آن تشكيل مىدادند كه علاوه بر بوميان ، حضرموتىها ، هندىها ، ايرانيان ، بخاريها و تركان نيز فعاليت داشتند ، ليكن اين گروه ، تنها در موسم حج بازار تجارت شان گرم مىشد .
در جنوب شهر شخصى از تركها دستگاهى داشت كه چرخهاى آن بوسيلهء انرژى نفت به حركت در مىآمد و با دستگاه ياد شده غلات را آرد مىكرد و دستمزدى كه در مقابل هر پيمانهء جده ( معادل سه اقّه ) « 1 » دريافت مىكرد برابر با ( سه قروش مجيدى ) بود و با اين حال صاحبِ آن پيوسته شكايت درآمد اندك در مقابل خرجِ زياد دستگاه و ادارهء زندگى خود را داشت .
جمعيّت اين شهر تعدادشان تاكنون به صورت رسمى اعلام نگرديده است ليكن
هامش
( 1 ) . أُقّه معادل 234 سطل مصرى بوده كه هر سطل مصرى معادل 435 گرم مىباشد . م .