پس خيرالدين به همراه هداياى بسيارى كليدهاى سرزمين خود را براى سلطان سليم ارسال نمود . سلطان سليم نيز خيرالدين را بر سرزمين حكومتى سابق خويش همچنان ابقا كرد . از آن پس ، قدرتِ خيرالدين رو به فزونى گذاشت و سلطنتى قدرتمند براى خود به وجود آورد . خيرالدين به هنگام خلافت سلطان سليمان ، به سوى ( آستانه ) حركت كرد و از سوى او مورد تكريم و تعظيم قرار گرفت و لقب « پاشا » به او داده شد ، هنگامى كه او در آستانه قرار داشت « شارلكان » پادشاه فرانسه ، به همراه لشكر عظيمى كه تعداد بسيارى از مردمان اسپانيا نيز در آن شركت كرده بودند ، به سرزمين الجزاير حمله كرد .
حسن آغا ، جانشين خيرالدين ، در حكومت الجزاير با آنان به مقابله برخاسته و پس از جنگى سخت آنان را شكست داد و لشكريان مهاجم با از دست دادن بسيارى از مهمات و غرق شدن كشتىهاى جنگى خود ، از راه دريا متوارى گرديدند . در اين هنگام فرمانى از سوى خليفه صادر گرديد كه بر طبق آن « خيرالدين پاشا » فرمانده نيروى دريايى عثمانى گرديد . بنابراين از آن پس دولت عثمانى همواره افرادى را به عنوان والى بر الجزاير تعيين مىنمود .
اين وضع همچنان برقرار بود ، تا اينكه در سال 1247 هجرى ( 1831 ميلادى ) فرانسويان بر الجزاير دست يافتند و از آن پس اين سرزمين را مستعمرهء خويش نمودند .
تونس
اين بخش در قديم ، نخست در دست بربرها قرار داشت ، آنگاه « فنيقيان » آن را تسخير كردند و شهر « قرطاچِنّه » را - در قرن نهم پيش از ميلاد - در آن به وجود آوردند .
آثارِ باقيمانده از اين شهرِ كُهَن ، هنوز در نزديكى شهر تونس ديده مىشود . آنان داراى حكومت پيشرفتهاى بودند كه تا نيمهء قرن هشتم پيش از ميلاد برقرار بود . سپس روميها آن را تصرّف كرده و آنگاه پس از آن ، در سال 27 هجرى به وسيلهء مسلمانان فتح گرديد .
اين سرزمين در آغاز ، به صورت تابعى از ولايت مصر اداره مىشد ، تا اينكه پس از مدّتى دولت بنى اغلب در سال 184 هجرى در آن پى ريزى شد . آنان اعلام استقلال