به دست گرفتند سپس از سوى سلطان صِقِلّيه « 1 » تسخير گرديد و پس از او موحديان آن را از او باز پس گرفتند .
پس از آن اسپانياييها ، طرابلس را به تصرّف خويش در آوردند و تا سال 950 هجرى آن سرزمين زير نفوذ آنان قرار داشت . در اين سال ، كِشتىهاى جنگى عثمانى به سوى آن سرزمين آمدند و اسپانياييها را از آنجا بيرون راندند .
سرزمين الجزاير
اين سرزمين در اصل از قبايل « زناته » و « صنهاجه » - كه از بربريان تشكيل شده بودند - بوده است و روميها آن را در سال 534 ميلادى فتح كردهاند ، سپس مسلمانان به هنگام خلافت عثمان بن عفان آن را تسخير نمودند . در دوران خلافتِ عباسيان ، دولت « زيريه » « 2 » از سال 543 - 361 هجرى ، بر آن حكومت نمودند . در اين هنگام سرزمين
هامش
( 1 ) . جزيره سيسيل « مترجم »
( 2 ) . زيريان يا بنى زيرى از بربرهاى صنهاجه بودند كه در قسمت مركزى المغرب مىزيستند . اينان در آغاز ، خود را با جنبش فاطميان منطبق ساختند و هنگامى كه پايتخت فاطميان ( مهديه ) ، در سال 334 هجرى مطابق با ( 945 م ) در محاصرهء ابويزيد خارجى قرار گرفته بود ، با نيروى نظامى خود آن را از محاصره نجات دادند ، از اين رو هنگامى كه خليفهء فاطمى ( مُغرّ ) به جانب مصر رفت ، « بكلين بن زيرى » را به حكومت افريقيه گماشت ، وى دشمنىِ قديمىِ قومِ خود را ، با قبايل بيابانگرد « زناته » از سر گرفت و سراسر مغرب تاسبته را زير استيلاى خود در آورد .
ولى حكومت بر اين سرزمينها سنگينتر از آن بود كه يك مرد بتواند بر آنها حكومت كند و از اين رو در زمان حكومت نوادهء بكلين ، ( باديس ) تقسيم شد و نواحى غربى آن به بنى حماد - كه از شاخههاى همين خاندان بودند - تعلق گرفت ، اينان قلعه بنى حماد را پايتخت خود قرار دادند ، ولى افريقيه در دست شاخهء اصلى زيريان - كه پايتخت آنها قيروان بود - ، باقى ماند .
ثروت و منابع فراوان افريقيه ، شرف الدوله ، معزِ زيرى را اغوا كرد ، تا اينكه از فرمان خليفهء فاطمى سرپيچى كرد . وى در سال 433 هجرى خود را تابع خليفه عباسى خواند ( اما بنى حماد همچنان به خلفاى فاطمى وفادار ماندند ) . از اين رو فاطميان گروههاى نا متجانس بدويان ، بربر قبايل هلال و سليم را عليه زيريان آزاد ساختند . اين فشارها كمكم آنچنان مؤثّر واقع شد ، به طورى كه زيريان ، قيروان را تخليه كردند . اين وضع همچنان ادامه داشت ، تا اينكه راجرِ دوم ، شاه سيسيل ، مهديه و سواحل تونس را تسخير كرد و حسن زيرى را مجبور به پرداخت خراج نمود و ديرى نگذشت كه قلمرو زيريان و حماديان ، به دست موحدون افتاد .
( اقتباس از سلسلههاى اسلامى ، نوشتهء كليفورد ادموند بوسورث ، ترجمهء فريدون بدرهاى ، ص 54 و 55 و دايرة المعارف اسلام ، چاپ اول ، مقالهء بنى زيرى ، به قلم ژ . مارسه . « مترجم »