همين حادثه نشاندهندهء كثرت بارندگى در آن منطقه مىباشد كه در نتيجهء آن بارندگى جريانهاى آب فراوانى به سوى مكه و مدينه و راه ميان آن دو شهر سرازير گشت .
قطار وادى نعام را - كه مجراى سيل از آن جا آغاز مىگردد - پشت سر گذاشت ، اين دشت داراى درختان گز فراوانى است . قطار از ايستگاههاى « نعام » و « عنتر » - كه در آنجا قلعهاى قديمى در بالاى كوه غربى آن واقع شده است - گذشت ؛ شايد قلعه مذكور پيش از اين و در دورانى كه حاجيان از راه زمينى به اين ديار سفر مىكردهاند ، در كنار راه قرار داشته است ؛ اين كوه به نام « جبل عنتر » معروف بود كه من وجه تسميهء آن را متوجه نشدم .
قطار همچنان به مسير خود ادامه داد تا اين كه به ايستگاه « حضيره » رسيد و در آن جا براى اطراق مسافرين ، توقف نمود .
اما خديو در ايستگاه پيشين كه به نام ايستگاه « بوير » بود توقف نمود .
ساختمان ايستگاههاى « هديه » تا مدينهء منوره هنوز به پايان نرسيده بود و كارگران كه اغلب از مصريان بودند و بيشترشان از شهرستانهاى « قنا » و « جرجا » بدان نقطه آمده بودند ، از تشريف فرمايى پادشاه محبوب خود ، در شادمانى و سرور به سر مىبردند .
سربازان در طول راه آهن از « بدايع » تا مدينه منوره در هر يك از ايستگاهها صف آرايى كرده بودند و مراسم اداى احترام به جاى مىآورند .
تعداد سربازان پاسدار اين خط پيش از تشريف فرمايى خديو سه اورطه ( / يگان ) عثمانى بود كه وظيفهء آنان پاسدارى و محافظت از راه آهن بود ، اما در اين هنگام ، چهار اورط ديگر را قبل از ورود حضرتش ، براى محافظت و پاسدارى از كاروان ايشان اضافه نمودند كه در اين حال اين سربازان در سرتا سر خط آهن و اينجا و آنجاى اين محل و بر بالاى بلندىهاى اطراف خط ، مستقر گرديده بودند .
ما همچنان به حركت خود ادامه مىداديم تا اين كه از قسمت دوم منهدم شدهء راه آهن كه در پنج كيلومترى نزديك مدينه قرار دارد و به وسيلهء سيل آسيب ديده بود ، گذشتيم . در اين هنگام گنبد حضرت حمزه عليه السلام را مشاهده نموديم ، سپس هلال بالاى منارههاى حرم شريف نبوى را مشاهده كرديم . از آن پس سرها به سوى آن در كشيده شد
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: انصارى
ص٣٦٨