كه حتى سبك گفتارشان با مردم تغيير مىكند و به صورتى خشك و خشن درمىآيد و هر لحظه در انتظار پول يا مواد خوراكى يا پوشاكى از جانب مسافر اين كاروان خويش مىباشند ؛ دليل بر اين مطلب اين است كه به صورت متناوب صداى آنان در مقابل عطاى حاجيان كه كلماتى از قبيل هلله ، شكر و جز اينها است و به صورت بلند بيان مىشود شنيده مىشود .
در طول راه ، تعداد فراوانى از حاجيان تكرو را در حالى كه به همراه كودكان خود در حركت هستند ، مىتوانيد ببينيد مادران بسيارى كه كودكان خردسال خود را در كيسهاى متصل به كمرشان بستهاند ، به طورى كه فقط سر كودك ديده مىشود در اين جا به چشم مىخورند ، اين گروه اثاثيهء خويش را بر سر مىنهند و در دستانشان سينى شبيه به كشكولى را دارند كه غذاى خود را در آن نهادهاند . اين گروه معمولًا مردمى آرام و مؤدب هستند و با اين كه خواهان كمك از كاروانيان هستند . ولى با ادب و احترام تقاضاى خود را مطرح مىكنند .
اين جانب نديدم كه به استثناى آب ، چيز ديگرى باشد كه از كاروانيان تقاضا كنند ، براى اين افراد مشكل بود ، به ويژه در ايام تابستان ، كه به علت گرما ، آب در ظرفها تبخير مىشود و سپس خشك مىگردد ، آن را حمل نمايند .
هنگامى كه كاروان از نزديك خانههاى برخى قبايل عرب مىگذشت ، بسيارى از آنان بيرون مىآمدند و فرياد مىزدند ، هندوانه ، هندوانه و يا برخى ديگر نان ، نان يا خرما يا تربچه و جز اينها . هنگامى كه كسى به آنان نزديك شد ، گروهى از فرزندان شرور آنان دور آن شخص جمع مىگشتند و در حالى كه دست گدايى سوى آن شخص دراز مىكردند ، جملاتى از اين قبيل را پشت سر هم تكرار مىكردند : « يا حاج سلامات » ، « يا فندى سلامات » ، « يا بويا سلامات » ، « ان شاء اللَّه سلامات » ، « ان شاء اللَّه عرفات » ، « ان شاء اللَّه بركات » و نيز برخى ديگر از آنان كلمات « حج حجيج بيت اللَّه » ، « و الكعبه و رسول اللَّه » و جز اينها را سر مىدادند و با اين كلمات از حاجيان تكدى مىكردند .
به طور كلى مىتوان گفت : ساربانان افرادى نمك نشناس هستند ، زيرا كرم و بخشش و نيكىهاى حاجيان در ميان انگشتان دست آنان گم مىشود و به فراموشى
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 348
مساهمون: انصارى
ص٣٤٨