كمرش اكتفا مىكند . پس از مدتى در نتيجهء غربت حاجى مفقود شده ، همسفران به دنبال او مىچرخند كه گاه با جسم بىجان او برخورد مىنمايند ؛ آنها در اين حال با خاك وى را مىپوشانند و او را رها مىسازند و پس از يافتن وى به صورت زنده يا با شخص فاقد شعورى مواجه مىگردند كه در اين حال او را همراه مىبرند و نيازهاى آن بيچاره را تا مقصد برآورده مىسازند . در پايان توصيف احوال اينان مىتوان گفت : كمتر كسى از ضربههاى چوبدستى اين راهزنان ، جان سالم به در مىبرد !
با اين وضع ، همواره حاجيان را در حالى مىبينيم كه به صورت دسته جمعى كارى را انجام مىدهند ، با هم حركت مىكنند ، با هم غذا مىخورند و با هم براى رفع قضاى حاجت به سويى مىروند و . . .
چه بسيار ساربانانى هستند كه به هنگام حركت كاروان ، بند كجاوه را پاره مىكنند و مسافر و اثاثيه او را از روى شتر بر زمين مىاندازند و يا گاه به بهانهء رسيدگى به اثاثيه و جا به جا كردن آن ، شتر را از كاروان جدا مىسازند و در اين هنگام اثاثيهء او را به يغما مىبرند .
و گاه از جان اين حاجى مفلوك نيز نمىگذرند و به خاطر ريالى پول ناچيز او را به قتل مىرسانند و سپس خودشان با شتر از صحنه مىگريزند .
گاهى هم به هنگام عبور از برخى مناطق ، از سوى عدهاى از قبايل ، مورد هجوم قرار مىگيرند ؛ در اين حال در صورتى كه حاجيان تسليم آنان نشوند و خواستهء آنان را عملى نسازند ، جان خود را نيز بر سر آن از دست مىدهند و يا اين كه در اين هنگام مُقوّم و ساربانان با توافق ظاهرى كه با گروه هجوم كننده به عمل مىآورند ، با پرداخت مقدارى پول ، از آن مكان جان سالم به در مىبرند .
به طور كلى مىتوان گفت : « همراهان كاروان هيچ گونه مصونيتى ندارند » و همانند پرندهاى ضعيف هستند كه در دست كودكى باشد ، اينان هم در ميان دستان « مقوم » كاروان و مطوفين قرار گرفتهاند و از هر سو سختترين شكنجهها و سختىها را بر خود هموار مىسازند ، در حالى كه در آن بيابان وسيع و تاريك هيچ چارهاى ندارند .
بنابراين حاجيان در اين گونه سفرها ، مىبايست همواره خود ناظر و حافظ بر اثاثيهء خويش باشند و بدآنان پيشنهاد مىكنم كه پيش از حركت ، از ميان خود رئيسى انتخاب
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 350
مساهمون: انصارى
ص٣٥٠