كنند كه او در طول راه ، به نظم و ترتيب كارها رسيدگى كند و برنامهء كشيك و شب زنده دارى را نيز از ميان حاجيان انتخاب نمايد و به طور كلى خودشان به صورتى مستقل به كارها رسيدگى نمايند . زيرا به نظر من ، بهتر از آن است كه كارهاى خويش را به مقوم يا مطوف واگذار نمايند .
در اينجا لازم به ذكر است تا اين مطلب را بيان كنم كه در صورتى كه حكومت حجاز سربازانى را از ميان ارتش خود به عنوان كشيك ناظر بر حركت و اعمال كاروانها قرار مىداد مىتوانست مقدارى از اين نابسامانىها را از ميان بردارد و در پايان مصونيتى را براى اين حاجيان بيت اللَّه فراهم سازد .
در هنگامى كه مشغول به نوشتن اين جملات مىباشم ، شنيدم كه حكومت حجاز در پى فراهم كردن راه آهن ميان مكه و جده است كه در صورت تحقق پذيرفتن آن ، آسايش و رفاه مسافرين حرمين شريفين به سبب آن وسيلهء نقليه تامين خواهد گشت . در اينجا از حكومت حجاز تقاضا دارم كه اين راه آهن را همانند راه آهن ميان شام و مدينه با امكانات اندك نسازند تا اين كه از برخورد قطارها با هم جلوگيرى شود ؛ از درگاه خداوند بارى تعالى موفقيت آنان را خواستاريم .
سفر خديو از مكه به سوى « وجه »
خديو تا روز 14 ذى الحجه در مكه اقامت نمود و در اين زمان همچنان به استقبال از بازديدكنندگان و رسيدگى به نيازمندان و تنگدستان مشغول بود ؛ اين گونه كارها گاه به وسيلهء رجال همراه او و نيز برخى ديگر به وسيلهء مأمورين تكيه ، صورت مىپذيرفت و مثلًا پرداخت حقوق و مستمرىهاى روزانه و ماهانه توسط آنها اقدام مىگرديد .
در ظهر روز ياد شده ، به فرمان حضرتش كاروانى به فرماندهى جناب سرهنگ دو ( / امير الاى ) على بك اسماعيل و تعدادى از همراهان و خواص به سوى « بحره » به حركت درآمدند ، اين كاروان حامل حاجيان فقير و تنگدست مصرى و غير مصرى بود كه