همچنانكه اكنون نيز برخى از روميان در خيابانهاى معرانه انجام مىدهند . آنان كبوترى را در سينى قرار مىدهند ، و در حالى كه در اطراف آن ، اوراق تا شدهاى مىگذارند كه در ميان اين اوراق خبرى از خير و شر را نوشتهاند . پس اين كبوتر به وسيلهء نوك خود ، يكى از اوراق تا شده را برمىدارد و به عنوان فال شخص در نظر گرفته مىشود . به اين كبوتران ، « پاك - كو - پن » (
nip - oko - kop
) گفته مىشود كه به معناى كبوتر برگ سفيد است .
كبوتر نزد سامىها همان حيوان مقدس براى الههء اشتورت (
ctratsA
) به شمار مىآمد . فينيقيان و يونانيها و آشوريها كبوتر را به عنوان نماد آسمان و ستارگان مقدّس مىشمردند .
گمان دارم كه نزد عرب جاهليت اين احترام از اين راه به بدانان رسيده باشد . به همين علّت مجسمه كبوتر را در درون كعبه در كنار مجسمه « هُبل » قرار داده بودند .
در « سيرهء ابن هشام » از صفيه دختر شيبه روايت شده است :
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله پس از فتح مكه ، طواف خانه را انجام داد « عثمان بن طلحه » را فراخواند و دستور داد درِ كعبه را بگشايد ، هنگامى كه حضرت به درون آن رفتند مجسمهاى از كبوتر چوبى را در آن يافتند پس به دست خويش آن را شكسته و به دور انداختند .
در صورتى كه از ظرافت و لطافت شكلى اين كبوتر و انس آنان در نوعشان ، و زيبايى صورتشان و پاكيزگى پوشششان صرفنظر كنيم ، اين پرندگان در خانوادهء خود نشان دهندهء محبت حقيقى و رحم و شفقت حسى بودهاند ، به طورى كه از آنها درس زندگى مىآموزيم .
برخورد جنس نر با مادهء اين كبوتران را در زندگى خانوادگى بسيار باتدبير و مجدّانه مىبينيم ، به طورى كه هر گاه از مسؤوليت اجتماعى خود فارغ شوند روبه سوى زندگى زناشويى گذارده ، سر در گردن يكديگر فرو مىبرند و معاشقه و معانقه مىكنند و هيچگاه از يكديگر جدا نمىشوند . اينان از هم جدا نمىگردند مگر آنكه دوباره با هم جمع شوند .
پوشش زيبا و شيوهء عشوهگرانهء آنها در زوجى غير از اين نوع هرگز ديده نمىشود .
كبوتران در اين ميان به انسانيّت خدمتى كردهاند كه هيچگاه فراموش نمىشود . آنان