سوى آن مىآمدند و آن را زيارت مىكردند ، چون اين محمل - به استثناى زمان حركت كاروان به صورت رسمى - همچنان در آن مكان قرار داشت . هنگام حركت كاروان محمل به سوى « مدينهء منوره » ، گاه به وسيلهء راه خشكى از مسير راه سلطانى يا فرعى يا شرقى مىرفت و يا اين كه از راه دريا از « جده » به « ينبع » و از آن جا به وسيلهء راه خشكى به « مدينه » وارد مىشد . همچنين گاهى از « ينبع » از راه خشكى به شهر « وجه » و سپس از آن جا به ايستگاه « علا » مىرفت و از آن نقطه نيز به وسيلهء راه آهن به « مدينه منوره » وارد مىشد . هم اكنون كاروان محمل به علت آزار و اذيت اعراب راه خشكى در مسير مكه و ينبع و به جهت خواستههاى فراوان و دريافت مستمرى بيشتر ، راه اخير را انتخاب كرده و از اين طريق خود را به مدينه منوره مىرساند .
هنگام نزديكى محمل به « مدينهء منوره » ، جشن باشكوهى برپا گرديده و محمل از « باب العنبريه » بدان شهر وارد مىشود و در لحظهء ورود به شهر ، بيست و يك گلوله توپ شليك مىگردد .
هنگامى كه كاروان به « باب المصرى » مىرسد ، تمامى افراد كاروان ، به پاس احترام به مقام رسول خدا صلى الله عليه و آله از مركبهاى خويش پايين مىآيند و با پاى پياده به سوى حرم پيامبر صلى الله عليه و آله رهسپار مىگردند . آن گاه كه به « باب السلام » مىرسند ، بزرگ حرم پيش مىآيد و زمام شتر محمل را به دست مىگيرد و آن را بر پلهء در بالا مىبرد و سپس در فضاى گسترده آنجا به زمين مىنشاند . در اين هنگام ، محمل از روى شتر برداشته مىشود و به جايگاه ويژهاش در حرم - كه در غرب منبر شريف است - برده مىشود و بر زمين قرار داده مىشود . سپس پردهء زر دوزى شده را از روى آن برمىدارند و پردهء سبز را جايگزين آن مىكنند . امير الحاج و مستخدمين همراه او همگى در اين لحظه لباس خدمتگزاران حجرهء شريفه را به تن مىكنند - ( اين لباس شامل عمامه و لباده سفيدى بوده كه كمربند سفيدى نيز بر آن بسته مىشده است ) - و با احترامى خاص پرده محمل را از « باب الشامى » به درون حجرهء شريف مىبرند و آن را در كنار آن دَر جانب مقام حضرت فاطمه عليها السلام قرار مىدهند .
اين پرده تا روز خروج محمل از مدينه ، همچنان در محل ياد شده باقى مىماند و
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: انصارى
ص٢٧٤