هداياى خانهء خدا را در كجاوهاى كه به زيباترين تزيينها مزين گرديده بود ، حمل مىنمود و كم كم عنايت و توجه بيشترى به اين قضيه شد به طورى كه خدم و حشم فراوانى را به آن افزودند و اين وضعيت بدان جا رسيد كه حتى در نزد پادشاهان مصر نيز ، سنتى به شمار مىآمد ، به طورى كه آنها تزيين و آرايش آن را هر سال نسبت به سال ديگر افزايش مىدادند تا آنجا كه سنگينى پردهء محمل به حدى رسيد كه شتر حامل محمل هم نمىتوانست كالاى ديگرى غير از آن را با خود حمل كند ! ( پردهء محمل كنونى نيز به همراه چهار چوب كجاوهء آن ، در حدود 14 قنطار « 1 » است ) و اما اين كه از آن پس ، هدايايى كه ارسال مىگرديد در صندوقهايى قرار داده مىشد و با ساير شتران كاروان حمل مىگرديد نيز به همين جهت بوده است .
در روز خروج محمل از مصر ، جشن باشكوهى برپا مىگردد ؛ اين رسم از دوران دولت ايوبيان تا كنون به يادگار مانده است .
اين جشن ، هم اكنون نيز در قاهره روز تماشايى به شمار مىآيد ، به طورى كه سربازان سواره و پياده ، پاسداران محمل ، همراهان و خدمتگزاران آنها ، از زنبوركچىها و باربندان و پيشاپيش كاروان ، امير الحاج - كه از سوى جناب خديو سالانه تعيين شده و غالباً هم از پاشاهاى ارتشى انتخاب مىگردد - حركت مىنمايند .
كاروان محمل پس از حركت با آداب و رسول سنتى خاص ، در اطراف ميدان قلعه به سوى سكويى - كه جايگاه جلوس جناب خديو و رجال حكومتى و الا مقام اعم از وزراى گرانقدر ، علماى اعلام و بزرگان پايتخت ، در روز جشن بود - حركت مىكند .
در اين نقطه مأمور پردهء كعبه ، در حالى كه زمام شتر محمل را به دست دارد پيش مىآيد و آن را به جناب خديو مىسپارد ؛ سپس خديو آن را تسليم امير الحاج مىكند كه در اين هنگام توپخانهها هم شليك مىكنند .
آن گاه كاروان به صورت نظام يافته و در حالى كه بزرگانى از صوفيه ، سربازان ، شتر محمل و در مقدمهء آن امير الحاج حركت و در پشت سر بعد از آنها خدمهء محمل ،
هامش
( 1 ) . هر قنطار برابر 93 / 44 كيلوگرم است . « مترجم »