اما جامهء قديمى كعبه ، قسمت زر دوزى شدهء آن ، معمولًا براى جناب شريف ارسال مىشود . اما در صورتى كه حج در روز جمعه باشد ، اين قسمت براى جناب خليفه ارسال مىگردد . ساير قسمتهاى جامهء كعبه نيز در اختيار شيخ شيبى قرار داده مىشود و نامبرده آن را ميان حاجيان به فروش مىرساند . در كنار « باب السلام » ، مغازههايى بدين منظور وجود دارد تا اين قطعه را در آنجا به فروش رسانند . چند روز پيش از حج ، شيبى در حدود دو متر از پايين جامهء كعبه را قطع مىكند و به وسيلهء پارچهء سفيدى كه بدان « احرام » گويند ، آن را جايگزين مىسازد . اين كار نزد من بىمعنى به نظر مىرسد - شايد اين كار به علت آن باشد كه پيش از موسم قطعههاى آن را به قيمت گرانترى در اختيار حاجيان قرار دهد . عُمَر همه ساله جامه پيشين كعبه را پس از برداشتن از روى كعبه ميان حاجيان تقسيم مىنمود . پس از او عثمان نيز از او پيروى مىكرد ، تا اين كه قسمتى از آن را بر بدن زنى حايض مشاهده نمود و از آن پس دستور داد حفرهاى را مهيا كنند و جامهء كعبه را در آن قرار دهند و خاك بر روى آن بريزند كه مبادا شخص جنب يا حايضى آن را به عنوان لباس بپوشد .
با توجه به اين موضوع عايشه به وى گفت : « جامهء كعبه را پس از برداشتن از روى كعبه حتى در صورتى كه لباسى براى حايض شود به فروش رسان ، اشكالى ندارد و پول آن را در راه خدا و ابن السبيل به مصرف برسان » . از آن پس دوباره سنت فروختن جامهء كعبه معمول گرديد كه هم اكنون هم ادامه دارد و فروشندگان آن ، درآمدش را به خودشان اختصاص دادهاند .
محمل
برخى از تاريخ نگاران ، ابتداى ظهور محمل را به سال 645 هجرى دانسته و گفتهاند : محمل همان كجاوهاى است كه « شجرة الدر » ملكهء مصر به هنگام اداى فريضهء حج در سال 645 هجرى از آن استفاده نمود و پس از آن نيز اين كجاوه ، به صورت سنتى