ورد الملك تُبَّع « 1 » و بنوه * ورّثوه جدودهم و الجدودا
اذ جبينا جيادنا من ظفار « 2 » * ثم سرنا بها مسيرا بعيدا
فاستبحنا بالخيل ملك قباذ « 3 » * و ابن اقلود « 4 » جاءنا مصفودا
فكسونا البيت الذى حرم * اللَّه ملاء مقصباً و بروداً
وأقمنا به من الشهر عشرا * و جعلنا لبابه اقليدا « 5 »
ثم طفنا بالبيت سبعا و سبعا * و سجدنا عند المقام سجودا
از آن پس جانشينان او ، همواره از او پيروى كردند و كعبه را به وسيلهء پوست و قباطى ( / نوعى پارچهء مصرى ) ، براى زمانى دراز ، مىپوشانيدند . سپس مردم جامههايى را از انواع مختلف پوشش به كعبه اهدا مىكردند و آنها را بر كعبه مىپوشاندند هرگاه كه بر جامهء كعبه آسيبى وارد مىگرديد ، جامهء ديگرى را جايگزين آن مىكردند . اين وضع تا دوران « قصى » ادامه پيدا كرد و از اين پس قصى هزينهاى را براى هر يك از قبايل تعيين كرد كه به وسيله آن سالانه جامه كعبه را تغيير مىدادند . اين سنت در ميان فرزندان او نيز ادامه داشت . « ابوربيعة بن مغيره » پيش از اسلام براى مدتى سالى يك بار هزينهء جامهء كعبه را خود به عهده گرفته بود و بعد از او قبايل قريش آن را به هزينهء خويش تغيير مىدادند . اين رسم به عدل معروف گرديد زيرا قبايل قريش هزينهء آن را ميان خود تقسيم مىنمودند .
رسول خدا صلى الله عليه و آله كعبه را به وسيله پارچههاى يمانى پوشانيد . سپس بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله عمر و عثمان و ابن زبير و عبدالملك بن مروان نيز آن را پوشانيدند « 6 » .
هامش
( 1 ) . تبع لقبى بوده است كه بر پادشاهان حمير اطلاق مىگرديده است . اين لقب هم اكنون به امپراطور داده مىشود .
( 2 ) ظفار شهرى بزرگ از شهرهاى يمن بوده است و هم اكنون نيز باقى ماندههاى اين شهر عظيم به صورت تپههايى ميان عدن و صنعا ، به چشم مىخورد و امروز هنوز سرزمينى بدين نام به يادگار باقى مىباشد .
( 3 ) پادشاهى از پادشاهان ايران بوده است .
( 4 ) شايد اميرى از امراى عراق و يا شام بوده است .
( 5 ) به معناى كليد .
( 6 ) در كتاب « قرب الاسناد » تأليف عبداللَّه بن جعفر حميرى از دانشمندان سدهء سوم هجرى و زنده در سال 300 هجرى ، به سند خود از امام جعفر صادق عليه السلام و آن حضرت از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « على عليه السلام پردهء كعبه را همه ساله از عراق مىفرستاد » ، ص 65 « مترجم »