تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
به طائف رسيد ، در آن جا درنگ كرد و گروهى را به سوى مكه رهسپار نمود تا اموال مردم آن شهر را به تاراج برند در اين غارت دويست شتر از عبدالمطلب به تصرف آنان درآمد . پس عبدالمطلب نزد ابرهه آمده و تقاضا نمود كه شتران او را باز پس دهد . ابرهه به او گفت : « تو دربارهء شتران خود با من صحبت مىكنى ؟ ! در حالى كه خانه‌اى كه جزء اعتقادات دين تو و دين پدران تو است رها مىسازى و تو مىدانى كه من براى ويرانى آن به اين ديار آمده‌ام ؟ ! » . پس عبدالمطلب به او جواب داد : « أنا ربّ الإبل وللبيت ربّ يُحْميه » يعنى « من سرپرست شتران هستم و خانه خود داراى سرپرستى مىباشد ! » . در اين هنگام ابرهه شتران او را پس داد و هديه‌اى نيز به او تقديم كرد سپس عبدالمطلب به مكه وارد شد و مردمان آن را اين چنين مورد خطاب نمود :
يا أهل مكه ! قد وافاكمو ملك * مع الفيول على أنيابها الزرد هذا النجاشى قد سارت كتائبه * مع الليوث عليها البيض تتقد يريد كعبتكم واللَّه مانعه * كمنع تُبَّع لما جاءها حرد
ابرهه به مكه نزديك گشت . هنگامى كه به نزديكى مزدلفه يعنى به كوه‌هايى كه بدان « جبال النار » يا كوه‌هاى نار مىگويند رسيد ، گروهى پرنده به نام ابابيل در آسمان ظاهر گشت و پرتاب سنگ‌هاى ريزى از گل كه به اندازهء دانهء عدسى بيش نبودند ، آغاز كردند . هنگامى كه لشكريان ابرهه به مكه رسيد ، بيمارى و با در ميان آنان شيوع يافت و بدون شك اين سنگريزه‌هايى كه از سوى پرندگان پرتاب گرديد همه داراى ميكروب و با بود ؛ گواه بر اين سخن ، گفتهء عكرمه است كه مىگويد : « هر شخصى كه سنگ‌ريزه به دو اصابت نمود دچار بيمارى و با گرديد » . شايد اين سنگريزه‌ها از كانونى آلوده به و با در سرزمين عرب يا غير از آن ، به وسيلهء اين پرندگان به اين سو آورده شد و در حقيقت تقدير الهى آن چنان كه مىبايست انجام مىگرفت ، صورت پذيرفت . لشكر حبشه ، فيل مشهور نزد عرب ، به نام « محمود » را ، به همراه داشت . اين نام در صورتى كه مغولى نباشد بيشتر به نام هندى نزديك است و معمولًا بر نوع عظيم الخلقهء فيل اطلاق مىشد كه هم اكنون نيز در زبان فرنگى بدان ماموت
) htvomaM (
گفته مىشود .