پديدار گشت . « بيلوسيوم » شهرى گسترده و بزرگ بود كه هم اكنون تپههاى آن ميان « پور سعيد » و « دمياط » هنوز پا بر جا مىباشد .
سپس ميكروب اين بيمارى در سال 569 به قسطنطنيه منتقل گرديد كه اين سال ، همان سالى بود كه لشكريان ابرهه در اطراف مكه به اين بيمارى دچار گرديدند . بعيد به نظر نمىرسد كه بادها و يا پرندگان اين ميكروب را در اين هنگام به اين سو آورده و آن حادثه را آفريده باشند .
بدون شك اين گفته خود مىتواند گواه درستى باشد ، زيرا در آن هنگام مصر در زير نفوذ امپراطورى روم قرار داشت .
گواه اين سخن ، گفته جهانگرد معروف بروس
) ecvrB (
ايقوسى در سفرش به حبشه ، بين سالهاى ( 1768 - 1772 ميلادى ) مىباشد كه در اين باره مسايل تاريخى ، جغرافيايى و تاريخ طبيعى اين ديار را به رشتهء تحرير درآورده است .
نامبرده در اين باره ذكر كرده است كه اين واقعه را در كتابهاى حبشه خوانده است .
ابرهه به علت شيوع بيمارى و با در لشكريانش محاصرهء مكه را رها كرده و از آن منطقه گريخته است « 1 » و سپس نتيجهگيرى مىكند كه اين بيمارى در آن زمان ، شرق را در برگرفته و تعداد بىشمارى از مردم را به هلاكت انداخته است ، تا آنجا كه « رازى » رسالهء مشهور خويش را دربارهء و با و حصبه به نگارش درآورد . اين رساله داراى ارزش والايى نزد پزشكان فرنگى است كه تا كنون نيز اين ارزشمندى ادامه داشته . زيرا به وسيله آن ، توانستند از شدت شيوع آن جلوگيرى كرده ولى در اين حال اين بيمارى و با همچنان در ميان بنى آدم شيوع داشت ، تا اين كه به وسيلهء استاد « جونر »
) rennoJ (
انگليسى ، واكسن بيمارى و با كشف گرديد و استفادهء از آن ، در سال 1769 ميلادى به اوج خود رسيد و در نتيجه استفادهء اين واكسن ، بيمارى جان سوز و با كم كم از ميان جامعه رخت بر بست به طورى كه هم اكنون اثرى از آن در جوامع و كشورهاى پيشرفته به چشم نمىخورد . ليكن
هامش
( 1 ) . سيد قطب در تفسير اين سوره به تفسير « شيخ محمد عبده » اشاره كرده مىنويسد : سياق اين سوره و نيزمعنى « كَعَصْفٍ مَأكول » نادرستى اين تفسير را ثابت مىكند ، زيرا بيمارى و با پيكر بيماران را متلاشى نمىكند ، آن چنان كه آن سنگريزهها با ابرهه و لشكريان او كرد . فى ضلال القران ، ج 6 ، ص 3975 و 3976