احاطه كرده است و از ورود ديگر ستارهها بدان جلوگيرى مىنمايد حرم را به وجود آوردهاند و نظام جهان در اعتقاد آنان اين چنين تنظيم شده است . همچنين به نظر مىرسد كه آنان از چرخش ستارگان به دور خورشيد استفاده كرده و بر گرد مجسمهها طواف مىكردند . و نيز بعيد به نظر نمىرسد كه طواف آنان برگرد مجسمههاى هفتگانه بدون ارتباط با ستارگان هفتگانه نباشد ، بدين صورت كه آنان به دور هر مجسمهاى به عنوان يك ستاره ، يك شوط طواف مىكردند ، كه حضرت ابراهيم عليه السلام در دين خود تمامى آن را براى خداى يگانه قرار داد .
از سخن « مسعودى » اين چنين برمىآيد كه عرب منزلت كعبه را حتى پيش از ساختمان حضرت ابراهيم عليه السلام نيز محترم مىشمرده است . همچنين به هنگام سخن درباره قوم « عاد » كه اينان از عرب بائده به شمار مىآمدند و از سرزمين يمن تا حضرموت در جنوب بلاد عرب را براى مسكن خود برگزيده بودند - در هنگام قحطى آن قوم كه بدان دچار گرديده بودند ، به طور فشرده اين چنين مىگويد :
« آنان در آغاز جايگاه كعبه را كه تپهاى سرخ رنگ بود ، مقدس مىشمردند و براى آن احترام ويژهاى قائل مىگرديدند . اين قوم سپس در جستجوى آب به مكه آمدند ، ليكن در آنجا سر گرم مىگسارى گرديدند ، در اينجا به نمونهاى از اين مطالب اشاره مىشود :
وقتى « جراده » كنيز سياه « معاويه » از « عماليق » رو به سوى مردى به نام « قيل » مىكند كه ظاهراً رئيس هيئت بوده تا به وى هشدار دهد اين چنين مىسرايد :
ألا يا قيل ويحك قم فهينم * لعل اللَّه يمطرنا غمانا
فيسقى أرض عادٍ ان عادا * قدا مسوالا يبينون الكلاما
تا پايان سروده .
از اين سروده به دست مىآيد كه جايگاه كعبه پيش از ساختمان ابراهيم عليه السلام هم در ميان قوم محترم بوده است . شايد هم « عماليق » در آنجا براى خود معبدى داشتهاند كه پيش از رسيدن حضرت ابراهيم عليه السلام بدان سرزمين منهدم و ويران گرديده است . تاريخ نگاران درباره ساختمان كعبه پيش از حضرت ابراهيم عليه السلام گفتههاى فراوان را ذكر كردهاند :