آنان مكه را « مكشيشا » يا « موكشيشانا » ، به معنى خانهء « شيشا » يا « شيشانا » مىگفتند كه به نظر مىرسد نام يكى از خدايان آنان باشد .
در « مروج الذهب » هنگام سخن از خانههاى معظم و مقدس چنين آمده است :
« ستاره پرستان اعتقاد داشتند كه خانهء كعبه يكى از هفت خانه مقدس نزد آنان مىباشد و معتقد بودند خانهء « زحل » است و تا هنگامى كه آن ستاره در آسمان باشد ، اين خانه نيز با گذشت دورانها ، همچنان باقى خواهد ماند . در آن هنگام بيشتر سرزمين شرق به ويژه سرزمين « ايران » و « هند » و « كلدان » كه ابراهيم عليه السلام نيز از مردمان آن منطقه به شمار مىآمد ، همگى داراى آيين ستاره پرستى بودند كه تاكنون نيز در بعضى از قسمتهاى سرزمينهاى ياد شده اين آيين برقرار مىباشد . قرآن كريم به هنگام سخن درباره سرگذشت ابراهيم عليه السلام مىفرمايد :
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ * فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ * فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ * إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
« 1 »
« مقريزى » در باب فرقههاى ستارهپرستان گفته است : اين گروه داراى فرقهاى به نام « كاظمه » بودند كه پيروان « كاظم بنتارح » به شمار مىآمدند . اينان اعتقاد داشتند كه خورشيد خداى همه خدايان بوده و سيارات هفت گانه را هر كدام به عنوان الههاى به شمار مىآورند و آنها را « مُدَبِّرات » مىناميدند . اين گروه مجسمههايى از آنان مىساختند و آنها را عبادت مىكردند . برخى از تاريخ نگاران گفتهاند كه آنان معبدهاى خويش را درون حرمى ساخته بودند و از ورود بيگانگان بدان جلوگيرى به عمل مىآورند . به نظر مىرسد اين گروه با استفاده از دايرهاى كه هر ستاره از ستارگان ياد شده را در آسمان
هامش
( 1 ) - انعام ، 76 - 79