قرار دارد سرازير مىگردد . سپس آن مكان را به وسيلهء گلاب مىشويد . بعد از آن زمين درون كعبه و ديوارهاى آن را تا آنجا كه دست بدان مىرسد به وسيلهء عطرهاى گوناگون مانند عطر روغن گل و مشك آغشته مىگرداند . در اين مدت زمان شستشو بخور عود و عنبر از تمامى نقاط درونى كعبه بالا مىرود .
در پايان شستشو شريف بر در كعبه مىايستد و در حالى كه هزاران نفر از حاجيان مشتاق در مطاف ، تا نزديكى « باب شيبه » ايستادهاند ، منتظرند تا جاروبهايى كه به وسيلهء آن كعبه را شستهاند ، به طرف آنان پرتاب شود . اين حاجيان مشتاق ، هر يك براى به دست آوردن يكى از جاروبهاى ياد شده كه طولى در حدود 30 سانتيمتر دارد ، آن چنان شور و هيجانى از خود نشان مىدهند و بر يكديگر فشار مىآورند كه غير قابل توصيف مىباشد . در صورتى كه موفق به بدست آوردن آن جاروبها شوند ، چنان است كه بر گران قيمتترين شىء جهان دست يافتهاند و آن را از دنيا و آنچه كه در آن است عزيزتر مىدانند ! حاجيان جاروب را به عنوان اثرى شريف و گرانقدر از خانهء كعبه و به عنوان تبرك نزد خويش نگاه مىدارند .
برخى مردم به ويژه مطوفين و زمزمىها ، جاروبهاى فراوانى را به آب خيس كرده و به عنوان اين كه كعبه را با آنها شستشو دادهاند ، به هر يك از حاجيان كه متقاضى هستند در ازاى حداقل نيم ريال مىفروشند .
كعبه پيش از اسلام ، پس از آن
كعبه 27 قرن پيش از اسلام داراى جايگاه و منزلتى و الا نزد تمامى عرب بوده است به طورى كه بت پرستان و يهوديان و مسيحيان نيز آن را محترم مىشمردهاند و در نزد آنان از جايگاه ويژهاى برخوردار بوده است . اين جايگاه تا آنجا داراى اهميت بود كه از مرز جزيره العرب فراتر رفته و به سرزمين هند نيز رسيده بود . هنديان اعتقاد داشتند روح يكى از خدايان آنها يعنى « شبوه » ( كه همان اقنوم سوم از مجسمهء بودا مىباشد ) ، به هنگام زيارت با همسرش از سرزمين حجاز ، در « حجر الاسود » فشرده شده است ! « 1 »
هامش
( 1 ) . به سفرنامهء بريتون در سرزمين حجاز مراجعه شود .