خطبه ، منبر را به سوى جايگاه اوليهاش در كنار زمزم منتقل مىنمودند .
هنگامى كه سلطان سليمان ( عثمانى ) منبر مرمرين را به مسجد اهدا نمود ، آن را در اين مكان قرار داد و تا كنون نيز در همان نقطه قرار دارد و بر آن خطبه مىخوانند .
. . .
درب ورودى به كوه صفا در مسجدالحرام
بر ديوارهاى مسجدالحرام از طرف درون ، درهايى قرار دارد كه برخى از آنها گذرگاههايى است كه از مدرسه ها به حرم راه داشتند و برخى ديگر انبارهايى است كه در دست خدمتكاران حرم و يا زمزميها بوده است كه اين گروه اين مكانها را به عنوان حمام حاجيان و يا وضو گرفتن آنان به وسيلهء آب زمزم ، مورد استفاده قرار مىدهند .
به عبارتى ديگر شكل « 1 » حرم كلّى با وجود سادگى آن ، از ساختمان استوار و مجلّلى
هامش
( 1 ) . از ديگر مساجدى كه تقريبا به اين صورت ديده مىشود ، مسجد « عمرو » در مصر قديمه و مسجد « احمدبن طولون » در قاهره است كه با اينكه مساحت آن از حرم بيشتر است گفته مىشود كه اين مسجد به طور كلّى همانند مسجدى كه در شهر « سُرّ من رأى » ( سامرا ) - كه شهرى در سى مايلى « بغداد » است - ساخته شده . اين شهر در آغاز نام سامرّا را بر خود داشته و پس از آن كه به وسيلهء « معتصم » ( عباسى ) وسيع و آباد گرديد و كاخ بسيار زيبايى در آن بنا نمود ، آن را « سُرّ من رأى » ناميد . در ميانه صحن مسجد « ابن طولون » ، گنبد مرتفعى قرار دارد كه در زير آن وضوخانهاى به شكل مربّع همانند بيت اللَّه در مسجدالحرام ساختهاند كه مردم همگى آن را كعبه مىنامند . در كنار اين گنبد در سوى قبله منبرى چوبى قرار دارد كه ادّعا مىكنند از باقى ماندههاى كشتىِ حضرت نوح عليه السلام مىباشد ، در صورتى كه اين منبر را براى بالا بردن شأن و مقام اين كعبهء ساختگى در كنار آن قرار دادهاند ، و اگر اين ادّعا حقيقت دارد پس به ما بگويند كه در چه زمانى و مكانى بر اين قطعهء باقى مانده از آثار كشتى ، در جهان دست يافتهاند . خداوند از آنها درگذرد ! !