كعبه معظمه
خداوند تبارك و تعالى ، همواره فرستادگان خويش را در دورانهاى خاصّى به سوى خلق خود فرستاد تا بدين وسيله وظايف دينى و دنيايى را به آنان تعليم دهند و آنها كه خير و سعادت حقيقىشان در آن است راهنمايى كنند . هنگامى كه زمانى از آن رسالت سپرى مىشد مردم در راه و روش خود دچار گمراهى مىشدند و اعمال نيك را با بد درهم مىآميختند ! تا آنجا كه حتّى عامل فساد نيز به آنها چيره مىگرديد ، طبيعى است كه وضع آنان نيز رو به تباهى مىگذاشت و رسالت پروردگار خويش را فراموش مىكردند .
بنابراين در گمراهى و ضلالت آشكارى قدم برمىداشتند ! با توجه به طبيعت هستى كه وجود خالق و پروردگارى قوى و قادر را همواره لازم دارد و با توجه به نياز فطرى انسان به پرستش معبود هر انسان نيز براى خود معبودى را اختيار مىنمود و در جدان خويش آن را عظمت مىبخشيد . پس در اين ميان شخصى آتش را عبادت مىكرد زيرا تصور مىنمود كه به هر كارى قادر و توانا است و آن ديگرى خورشيد را مىپرستيد و معتقد بود كه نظام جهان از او سرچشمه مىگيرد و آن ديگرى سنگ را مىپرستيد زيرا آن را مادّه اصلى و جوهرهء ذاتى وجود خويش مىدانست . گروه اخير همان بتپرستان هستند كه آيينشان در فاصله مدت زمان ميان دوران حضرت نوح عليه السلام و حضرت ابراهيم عليه السلام اكثريت خلق جهان را فرا گرفته بود ، در اين فاصله مردم از يكديگر پراكنده شدند و زبانها تغيير كرده و طبايع ويژگىهاى آنان نسبت به اختلاف محل زندگى و زادگاهشان تغيير نمود ، مدّت اين دوران طبق آنچه « طبرسى » آورده است هزار و نود و نه سال بوده است .
« كلدانيان » در جنوب « بابل » در مكانى ميان شرق و غرب و شمال و جنوب سكنى مىكردند كه خداوند تعالى از ميان آنان « ابراهيم » را مبعوث گردانيد ، وى قوم خويش را در حالى مشاهده نمود كه ستارگان و بتهايى را مىپرستيدند كه پدرش براى آنان ساخته بود . پس پدر خويش را مورد مواخذه و سؤال قرار داده كه در اين باره خداوند متعال از