زبان او اين چنين فرموده است :
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 1 » . يعنى « ابراهيم رو به سوى پدر خود آذر كرده و گفت چگونه بتها را بجاى پروردگار مىپرستند ! پس مىبينم تو و قومت در گمراهى آشكارى قرار داريد » . پس ابراهيم عليه السلام قوم خود را ترك گفت و به سوى « مدين » هجرت نمود . در آنجا بود كه پروردگار به او فرمان داد كه به همراه فرزندش اسماعيل و مادرش هاجر ، به سوى سر زمين عرب هجرت نمايد . آنان به مكه آمدند و در آنجا اقامت گزيدند تا اينكه اين شهر وسعت گرفت و به عمران و آبادى آن افزوده گرديد . در اينجا بود كه خداوند به او فرمان داد كه براى او خانهاى بسازند اين خانه اولين جايگاهى بود كه براى مردم بنا گرديد تا در آن خداى خويش را به صورتى صحيح و راستين عبادت كنند ؛ خداوند فرموده است :
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ
« 2 »
.
اين خانه همان « كعبه مكرمه » است كه از سوى ابراهيم عليه السلام به شكل مربع بنا گرديد و اركان آن در امتداد سمتهاى چهار گانه قرار گرفت ، تا اين كه وزش باد و هوا در برخورد با آن شكسته شده و نتواند با فشار خود ، آن را در هم پيچد . اهرام مصر نيز بر همين قاعده و قانون بنا شده كه تا كنون در نظر علما ، دانشمندان و مهندسين ساختمان آن يكى از عجايب به شمار مىآيد .
كعبه همچنان بر ساختمان بنا شده به دست حضرت ابراهيم استوار بود ، تا اين كه به وسيلهء « عماليق » و سپس « جرهم » « 3 » ساخته شد آن چنان كه « ازرقى » به سند خود از اميرالمؤمنين حضرت على عليه السلام و عبداللَّه بن عباس روايت كرده است .
در قرن دوم پيش از هجرت هنگامى كه بزرگى و امارت در دست « قصى بن كلاب » قرار گرفت ، آن را منهدم كرد و از نو با ساختمانى استوار و محكم بنا كرد و سقفى از چوب دوم « 4 » و شاخههاى نخل بر آن نهاد .
هامش
( 1 ) . انعام ، 76
( 2 ) . آل عمران : 96 .
( 3 ) . برخى گفتهاند كه جرهم پيش از عماليق كعبه را بنا كردهاند كه اين مطلب نمىتواند درست باشد . « مترجم »
( 4 ) . نوعى درخت نخل ( م )