آيَةً تَعْبَثُونَ * وَ تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ
« 1 »
.
يعنى در هر بلندى براى خود ساختمانى مستحكم بنا كردهايد و در آن كارگاههايى ايجاد مىكنيد ، آنچنانكه مىپنداريد شما جاودانى خواهيد بود ؟
در دوران شَدّاد ، قومِ عاد طغيان نموده و به ظلم و فساد دست يازيدند ، پس خداوند متعال « هود » را به جانب آنان فرستاد . اين پيامبر ، قوم عاد را به تركِ بُت پرستى و عبادتِ پروردگار فرا خواند ، آنان او را تكذيب كرده و همچنان در گمراهىِ خويش باقى ماندند .
در اين هنگام مدت زمانى دراز باران بر آنان قطع گرديد . آنها بدين منظور گروهى را به سوىمكّه « 2 » گسيل داشتند ، ليكن همچنان در ظلم و ستم خودباقىبودند . هنگاميكه حضرت هود عليه السلام مشاهده كرد كه خشم و عذاب الهى به سوى آنان سرازير خواهد گرديد ، به همراه كسانى كه به او ايمان آورده بودند ، از آنان كناره گرفته و به جاى دورى مهاجرت نمود .
از اين پس ، پروردگار بادِ سختى را به مدت هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنان فرستاد كه همگى در نتيجهء آن هلاك گرديدند .
برخى تاريخ نگاران بر اين عقيدهاند ، كه « عاد » نخستين گروهى از شكست خوردگانِ عربِ « رعاة » بودند كه پس از رانده شدنشان از مصر ، گِرد هم جمع گشتهاند .
بنابراين ، اين قوم در آغاز ، حكومتِ خود را در « احقافِ » مصر در ( قرن هفدهم يا شانزدهم پيش از ميلاد ) شروع نمودند .
هنگامى كه قومِ عاد هلاك گرديدند ، هود و پيروان او باقى ماندند .
« لقمان بن عاد » كه به همراه نمايندگانِ عاد به مكّه رفته بود ، به گروهِ هود پيوست و از آن پس تعداد فراوانى به آنان پيوستند ، كه دولت نوينى را بنام « عادِ دوم » بوجود آوردند ؛ اين حكومت در حدود هزار سال ادامه يافت ، تا اينكه « قحطانيان » بر آنان چيره گرديده و
هامش
( 1 ) . شعراء ، 128 - 129
( 2 ) . عاد در صورتى كه گفتهء تاريخ نگاران را در اين باره - كه گفتهاند قومِ عاد در قرن بيستم پيش از ميلاد بهسوى سرزمين يمن سرازير گرديدهاند - ، قبول داشته باشيم و قايل شويم كه نمايندگان آنان به قصد استسقاء به مكه آمده و قصد داشتند كه در كنار كعبهاى كه ساخته حضرت ابراهيم عليه السلام بود ، استغاثه كنند ! با اين حال برخى از همين تاريخ نگارانِ عرب گفتهاند : « نمايندگان عاد پيش از اين زمان بوده است ! » .