قسمتى از شاخههاى يك درخت را بر سر خود گرفته و به حركت در آيند .
آنان اين كار را انجام دادند ، « زرقاء » همگى را مشاهده كرده و به قوم خود اين چنين گفت :
إنى أرى شجراً من خلفه بشر * فكيف تجتمع الأشجار و البشر
ثوروا بأجمعكم فى وجه أوّلهم * فإنّ ذلك منكم فاعلموا ظفر « 1 »
آنان گفته او را باور نداشته و او را مورد استهزاء خويش قرار دادند ! .
بنابراين لشكريان « تُبع » به سرزمين آنان وارد شده و همگى را به هلاكت رسانيدند .
گروهى از « طسم » كه باقى مانده بودند ، از يكديگر جدا شده و به سوى جزاير بحرين روانه شدند . از اين پس - در آغاز قرن پنجم مسيحى - نام آنان از ميان برداشته شد .
ثمود
ثمود يكى از اقوام « عمالقه » به شمار مىآيد . كه از « يمن » به سوى شمال حركت كرده و در محلّ « مداين صالح » سكونت نمودند . از آن پس دولتى پهناور را در آن سرزمين بوجود آوردند . كه آثار آن تا كنون برجا باقى مانده است . مهمترين آثار باقى مانده آنان ، « قصر البنت » است كه تاكنون نقش و نگارهايى بر آن - از تاريخى كهن تقريباً نزديك به ميلاد حضرت مسيح عليه السلام - باقى مانده است .
تاريخ نگاران در مورد آنان اختلاف نظر دارند برخى آنها را از ياران پادشاه نبطىها كه در « بطره » زندگى مىكردند و برخى ديگر آنها را تابعينى از حكومت اعراب نبطى به حساب آوردهاند ، كه در پايان اين كتاب به هنگام سخن درباره « مداين صالح » شرحى را در مورد آنان آوردهايم .
هامش
( 1 ) « من درختانى را كه در پس آنها مردانى هستند مىبينم ، پس چگونه مردان با درختان جمع مىشوند ؟ .
اى مردان قبيلهام آماده شويد و به نخستين آنها حملهور شويد ، كه اين كار از شما همانا پيروزى به همراه دارد » .