مىگفتند و فرعون زمان حضرت يوسف كه « ريان بن وليد » ناميده مىشد و فرعون زمانِ حضرت موسى ، كه به او « وليد بن مصعب » مىگفتند از اين قوم بودهاند . برخى تأكيد مىنمايند ، كه فرعون سوم ، از نژاد مصريان بوده است و گواه آنان اين است كه دو فرعون پيشين به خارجيان با ديدهء لطف مىنگريستهاند ، ليكن فرعون سوم همواره بر آنان ظلم و ستم روا مىداشته است .
دولتِ عادِ نخستين
همچنانكه پيش از اين يادآور شديم ، هنگاميكه عربِ شمال ، پس از سقوط دولت حمورابيان در قرن بيستم ، پيش از ميلاد مسيح عليه السلام به جنوب جزيرة العرب سرازير گرديدند ، دولتى را بنامِ « عادِ نخستين » بنيان نهادند . آنان در ميان صحراهاى يمن و عمان ، مسكن گزيدند . تاريخ نگارانِ عرب ، عاد را از كهنترين ملّيتها به شمار آورده و بدين سبب ، همواره براى هر شىء قديمى كه قدمت آن را نمىدانند كلمه « عادى » به كار مىبرند .
آنان درباره اين قوم ، سخنانى اغراق آميز را بيان كردهاند مثلًا گفتهاند ؛ « عاد ، 1200 سال عمر كرده و داراى چهار هزار فرزند پسر بوده است ؟ ! » ، از اين قبيل مطالب اغراق آميز كه مىتوانيد به تاريخهاى آنان مراجعه نمائيد .
همچنين آنان گفتهاند : « هنگامى كه « عاد » درگذشت ، پس از او فرزندانش : شديد ، شدّاد و ارم به حكومت رسيدند » . و گفتهاند : « كه « شدّاد » همان كسى است كه شهر « إرم ذات العماد » را بنا كرد . برخى از مفسّران در تفسير آيهء
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ * إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ
« 1 » گفتهاند : « آنان ملتى بلند پايه بودهاند و « إرم » نام جدّ آنان و « ذات العماد » وصفى از آن قومِ عاد بوده است . دليلِ آنان نسبتى است كه به « ارم » داده مىشود ، آنچنانكه مىگويند : « عادِ ارم » و « ثمود إرم » . بطور كلى از اين گفتهها چنين بر مىآيد كه قوم « عاد » ، داراى ساختمانهاى مستحكمى بودند كه در آن دوران ، هيچ يك از دولتهاى شام ، مصر و هند چنان ساختمانهاى مستحكمى نداشتند .
آيهء ديگرى در سورهء شعرا ، در اين باره اين چنين فرموده است :
أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ
هامش
( 1 ) . فجر ، 6 - 7