سياست جهانى از آنِ خود كرده بودند . در اينجا مناسب ديدم كه ملت عرب را نسبت به ريشه و اصالت آن ، به سه بخش تقسيم نمايم : بخش نخست - « عماليق » يا « عرب بائدة » ، دوم - « عرب قحطانى » و سوم - « عرب عدنانى » .
عماليق
اين قوم ، از فرزندان « عمليق بن لاوذ بن سام » بودهاند و بنابر آنچه كه از ايشان اطلاع داريم ، اين قوم نخست به حالت بدويت در صحراى ميان « عراق » و « عقبه » زندگى مىكردهاند ؛ اينان از گروههاى كوچكى تشكيل شده بودند و به دنبال چراگاه و علف ، از سويى به سوى ديگر حركت مىكردند . معمولًا هر يك از گروههاى ياد شده داراى رييس قبيلهاى بودهاند كه مديريت كارهاى آنان را بر عهده داشته است و قدرتمندان و سرسختان آنها ، به امر بازرگانى ميان « بابل » و « مصر » اشتغال داشتند . اين قوم همچنان بر زندگىِ سادهء خويش پايبند بودند تا اينكه آنچنان گسترده و قدرتمند گرديدند كه بر « بابل » غلبه يافتند . از اين پس در قرن بيست و پنجم پيش از ميلاد مسيح عليه السلام ، دولتى را به نام دولت « ساموآبيين » ( از فرزندان سام بن نوح ) در آن سرزمين بوجود آوردند . اين دولت همچنان پابرجا بود ، تا اينكه در قرن بيست و سوم پيش از ميلاد مسيح عليه السلام ، پادشاهى از ميان آنان به نام « حمورابى » برخاست . او بر دولت « آشوريان » و پيرامون آن دست يافت ، بطوريكه داراى سرزمينى وسيع و پهناور گرديد . در آن هنگام آنچنان اين حكومت پيش رفت كه در دوران خود به بالاترين سطح ، از جهتِ ادبى و مادّى رسيد و آن سرزمين به « مملكت حمورابى » معروف گرديد . اين دولت تا اواخر قرن بيست و يكم پيش از ميلاد - يعنى تقريباً به مدّت چهار قرن - دوام يافت .
باستان شناسانى كه در باقى ماندههاى آثار « آشوريان » و « بابليان » به كندوكاو پرداختهاند ، عقيده دارند كه بر تعداد بسيارى از آثارِ آنان ، كه نشان از تمدّن و فرهنگ شهرنشينى آنها داشته ، نوشتههايى با خط ميخى « 1 » نقش بسته است كه در اين زمينه اين قوم
هامش
( 1 ) . عماليق ، خط ميخى را از سومريان كه پيش از آنان بر بابل حكومت مىكردند ، آموختند . چون اين خط بانوك ميخهاى آنان بر روى گِل نوشته مىشد ، بدين نام مشهور گرديد . آنان بسيارى از اين سنگ نوشتههاى خود را در كورهها قرار داده و حرارت مىدادند تا اينكه مستحكم شود ، بطوريكه با گذشت هزاران سال باقى بماند ؛ تمدن عرب در اين خط ، تأثير بسزايى گذاشت و شكل و خصوصيات فراوانى را بدان افزود ، بطورى كه اين خط ، تا پيش از اسلام ، در يمن مورد استفاده قرار مىگرفت ، ليكن خط ميخى با انتشار خط « نبطى » كه مورد استفادهء حجازيان بود ، متلاشى شد و از بين رفت .