مصر همواره كارهاى ساختمانى و مرمّت آن را به عهده داشتند . هنگاميكه اوضاع تغيير نمود و مصر به همراه سرزمين حجاز در سال 923 هجرى ضميمه املاك دولت عليّه ( عثمانى ) گرديد . دولت عثمانى به علت درگيرى در جنگهاى خارجى و با توجه به فاصلهء زيادى كه از مكّه داشت در رسيدگى به اين كارها اهمال مىورزيد و در نتيجه موجب انهدام و ويرانى آن گرديد .
اين ويرانى ادامه داشت تا اينكه ساكنين حرمين شريفين در سال 969 هجرى از حضور سلطان سليمان ( عثمانى ) اصلاح و ترميم چشمه را خواستار گرديدند . در اين جا بود كه دخت او والاحضرت « مهرماه سلطان » از پدر خود تقاضا نمود كه در اين كار نيكو ، از مال شخصى خود خرج نمايد . بنابراين براى اين امر مهم ، مديرى تعيين نموده و هزينهء لازم را در اختيار وى قرار داد ؛ آن شخص به سرعت رو به سوى مكّه نهاده و هيأتى را از صاحب نظران در آن جا تشكيل داد ، سپس دستور داد كه قنات را حفر نموده و مسيرهاى فرعى آن را تميز كنند و برخى مجارى منهدم شدهء آن را از نو بنا كرد . هنگامى كه ترميم به « چاه زبيده » در منى رسيد ، تصميم گرفت كه مجراى آن را به سوى مكّه تغيير دهد .
ناچار مجبور گرديد در اين كوه سنگى عمليات حفرى را به مقدار بيست و پنج متر از سطح زمين و به طول بيش از يك كيلومتر در عمق كوه پايين بود ، با كوششى فراوان به انجام رسانيده و مسير مجراى آب را به كنارِ كوهِ مقابل برسانند و از آن پس آب را در سال 979 هجرى به مكّه رسانيدند .
اين مجرا از « بياضيه » در شرق « باب المعلى » به چهار شعبه تقسيم گرديده است كه شهر را از سمتى به سمت ديگر مشروب مىنمايد . قنات ياد شده داراى عرضى در حدود يك متر و ربع و ارتفاع حدود يك متر و نيم مىباشد كه در مسير خود بر حسب سطح زمين گاه بالا آمده و گاهى پايين مىرود . همچنين داراى مخزنهايى است كه سقّاها از آن آب برمى داشتند . اضافهء آب زبيده ، به سوى مسفله جريان پيدا مىكند و در پايان مسيرش در جنوب مكّه به « بركهء ماجن » فرو مىريزد و در آنجا اين آب برخى از باغها و زمين هاى كشاورزى وابسته به بعضى از اشراف را مشروب مىسازد .
برخى از سيلهاى جارى شده موجب خرابى و انهدام اين قنات گرديد كه از سوى
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: انصارى
ص١٦٨