دهكده اميرالحاجِ حاجيانى را كه به دليل فقر يا بيمارى از ادامه سفر ناتوان گرديدند ، از كاروان جدا مىكرد و پس از دادنِ اندك توشهاى به آنان و اجارهكردن كِشتى بادبانى ( سنبوك ) آنان را گاهى به سوى مصر و گاه به سوى جدّه گسيل مىداشت . اين افراد غالباً پس از حركتِ مردم از عرفات ، به مكّه مىرسيدند و حاجيان از « عقبه » نيز به سوى جنوب حركت مىكردند .
9 ساعت تا « ظهر حمار » فاصله است كه در راه آن تنگهاى بسيار باريك در فاصلهء ميان دو كوهى كه به دريا بوده قرار دارد كه فراخى تنگه به مقدار عبور يك شتر مىباشد .
14 ساعت تا « شرفا » كه معروف به « امالعظام » نيز مىباشد ، فاصله است .
12 ساعت تا « مغاير شعيب » فاصله است كه در آن باغها و نخلستانهاى بسيارى بوده و آب گوارايى را دارا مىباشد .
14 ساعت تا « عيون القصب » فاصله است كه داراى آب و درختان نخل بسيارى بوده و همچنين در اين منطقه درختان اقاقيا و گز فراوان ديده مىشود .
12 ساعت تا « مويلح » فاصله است كه قلعهاى از ساختههاى سلطان « سليم عثمانى » نيز در آن مكان وجود دارد و تعدادى سرباز هم بعنوان محافظ در آنجا مستقر مىباشند .
آبوهواى اين منطقه بسيار مرطوب و غيربهداشتى بوده و ساكنين آن از راه تجارتِ چوبِ درختان گز - كه به مقدار فراوان در بيابانهاى اطراف آن مىرويد - زندگى خويش را تأمين مىكنند . از اين نقطه راهى به سوى تبوك وجود دارد كه فاصلهء ميان آن يكصد كيلومتر مىباشد .
12 ساعت تا « سلمى ( كفافه ) » كه در راه آن تنگهء « شقالعجوز » قرار دارد ، فاصله است كه به هنگام عبور كاروانيان از آن تنگه وسعتى اندك به اندازهء عبور يك شتر دارد . در اين دشت درختان بسيارى از دَوْم « 1 » و اقاقيا و گز ديده مىشود .
12 ساعت تا « اصطبل عنتر » فاصله است ؛ اين منطقه دشتى وسيع است كه كوهها اطراف آن را در بر گرفته و داراى سه چاه آب نيز مىباشد .
هامش
( 1 ) . نوعى درخت نخل