تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
مىپيمودند . در پايين اين گردنه « دهكدهء عقبه » قرار دارد كه بدان « أيْله » « 1 » گويند . در اين
هامش
( 1 ) . شهرى بسيار كهن به شمار آمده است ، زيرا در دوران « مدين » بسيار آباد بوده و در زمان « سليمان بن‌داوود » عليهما السلام بندرى بزرگ بود كه كشتىهايى كه از يمن و هند و فارس براى شام كالا مىآورد در آن پهلو مىگرفت . بطوريكه راه خشكى يمن به « بطره » ديگر مورد استفاده قرار نمىگرفت هنگاميكه سليمان عليه السلام درگذشت مجدّداً نقل و انتقال كالاهاى تجارتى اين مسير به راه اوّليّهء خود يعنى راه خشكى بازگشت . اين شهر داراى بازارهاى بزرگى بود و مركزى براى بازرگانى بين مصر و بلاد عرب و فارس و عراق به‌شمار مىآمد . در سال نهم هجرى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به هنگام جنگ تبوك به اين شهر آمد و دراين‌حال « ابن‌رؤبه » امير آن شهر از دَرِ صلح پيش آمد و جزيه را به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله تقديم داشت ، بنابراين پيامبر صلى الله عليه و آله اين عهدنامه را براى وى نوشتند : « بسم اللَّه الرحمن الرحيم أمنة من اللَّه و محمد النبى رسول اللَّه ليوحنة بن رؤبه و أهل أيله سفنهم و سيارتهم فى البرّ والبحر ذمّة اللَّه وذمّة النبى و من كان معهم من أهل الشام وأهل اليمن وأهل البحر فمن أحدث منهم حدثا فإنه لا يحول ماله دون نفسه وإنه لطيبة لمن أخذه من الناس وإنه لا يحلّ أن يمنعوا ماء يردونه ولا طريقا يريدونه من برّ أو بحر . هذا كتاب جهم بن الصلت وشرحبيل بن حسنه باذن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله » . ترجمه « بنام پروردگار بخشايندهء مهربان ، امان‌نامه‌اى است از سوى پروردگار و محمّد پيامبر و رسول خدا ، براى يوحنا فرزند رؤبه و مردمان « ايْله » كه كِشتىهاى آنان و وسايل نقليهء آنها در خشكى و دريا با همراهان خود از مردمان شام و يمن و اهل البحر در زير حمايت خداوند و پيامبر او قرار دارند . و درصورتيكه از آن تخلّف نمايند و بدعتى بوجود آورند ، جان خويش را با مال نمىتوانند جايگزين كرده و هركس از مردم آنها را تصرّف نمايد ، از براى او حلال خواهد بود ، همچنانكه آنان نيز حق ندارند در مسير آب ، كسى را مانع شوند و راهى از خشكى يا دريا را بر مردم ببندد . اين نامه‌اى است كه بوسيله « جهم فرزند صَلْت » و « شرحبيل فرزند حسنة » بدستور رسول خدا صلى الله عليه و آله نوشته شد » . در سال 566 فرنگيان در جنگ‌هاى صليبى بر آن مسلّط گرديدند و از آن پس « صلاح‌الدين ايوبى » قايق‌هايى را بر شتران حمل نموده و به آبهاى آن ناحيه آمد و از راه دريا و خشكى آنان را محاصره كرد و آنان را با زور و سختى از آن‌جا راند . امّا هم‌اكنون به صورت دهكده‌اى كوچك در دست « عرب‌هاى حويطات » قرار دارد و در آن مكان قلعه‌اى وجود دارد كه ساخته سلطان « مراد چهارم » است و براى حراست از دهكده برخى سرباز در آن قرار دارند . جمعيت آن هم‌اكنون از يكصد نفر تجاوز نمىكند و درختان بسيارى از نخل و ديگر درختان وجود دارد و همچنين آبى شيرين دارد كه انواع سبزيجات در آن كاشته مىشد . فاصله ميان « عقبه » و « معان » در شرق ، حدود يكصد كيلومتر است كه اين مسير داراى راهى بسيار باريك است و كوههاى « سراة » كه در طول زمستان از يخ پوشيده شده است اطراف آن را در بر گرفته است . فاصلهء ميان عقبه و بيت‌المقدس در سمت شمال‌غربى در حدود سيصد كيلومتر است كه اين راه در صحرايى بدون آب و ناهموار قرار دارد . فاصلهء ميان « عقبه » و « سوئز » درحدود سيصد كيلومتر مىباشد .
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 123 | انصارى / محمد لبيب البتنوني