سواره به سوى « دار الولايه » جهت بازديد از قائممقام ولايت حجاز حركت نمود كه قائممقام از ايشان استقبال بسيار گرم و مجلّلى به عمل آورد . گروهى از سربازان سلطنتى در دو سوى مسير تا در دارالولايه صف كشيده بودند و هنگاميكه ايشان بدان جايگاه رسيدند ، گروه موزيك سلام خديوى را نواخت و قائممقام كه بر دَرِ آن در انتظار تشريف فرمايى خديو بود به سرعت پيش آمده و مراتب خوشامد گويى و خيرمقدم را بجاى آورد سپس بههمراه خديو به سوى سالن پذيرايى حركت كرده و از ايشان براى اين تشريف فرمايى سپاسگزارى نمود . پس از نوشيدن قهوه ، حضرات علما و مأمورين سلطنتى و نظامى و حضرات آقايان اعضاى مجلس شهر و اعيان و بازرگانانى را كه جهت شرفيابى به حضور خديو حاضر گرديده بودند ، به ايشان معرفى نمود كه در اين ميان موزيك سلطنتى ، نغمههاى زيبايى را براى حاضرين اجرا مىكرد .
سپس با تشكرو سپاس آن مجلس را به سوى تكيه مصريها ترك نمود . در آنجا از ايشان استقبالى شايان - كه در خور مقامش بود ، - صورت گرفت . نامبرده از قسمتهاى مختلف آن و انبارها و آشپزخانهها ديدن نمود سپس درحاليكه نشسته بود ، مقدارى از نان تكيه را ميل نمودند . آنگاه دستورات لازم را درخصوص توجه و عنايتى بيشتر در امر فقرا و بينوايان و اهتمام بدان صادرنمودند و راهى دارالاماره شدند و شريف را به حضور پذيرفتند و هنگام نزديك به ظهر قصد حرم شريف كرد تا در آن مكان نماز جمعه را بپادارد ؛ براى اين منظور گنبدى را كه در بالاى چاه زمزم قرار داشت ، در نظر گرفته بودند كه بوسيله فرشهاى گرانقيمت و زيباى ايرانى پوشيده شده بود و اينجانب افتخار آن را داشتم كه پيش از ديگران در اين مكان در انتظار قدوم مباركش باشم .
پس خديو از « باب الصفا » درحاليكه تعداد بىشمارى از اشراف و برخى از افسران گارد خديوى او را در بر گرفته بودند ، وارد گرديد . زنان كه در جايگاه خويش درون مسجد در سمت راستِ در قرار داشتند ، در اين هنگام غريو هلهله سردادند و از اين پس صداى مردم از جاى جاى مسجد با تكبير و هلهله آنچنان بلند گرديد كه نظير آن ديده نشده بود ! آرى ، صداى مردم به سوى پروردگار آسمانها بلند شده بود زيرا در اين جايگاه عظيم و بزرگ قدرت و بزرگى و جبروت خود را كاملًا متجلّى ساخت و اگر بگويى كه
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: انصارى
ص١١٠