بود ، رسيدند . در اين مكان علماء ، محترمين ، اعيان و بازرگانان در انتظار قدوم شريفش بودند . خديو در سراپردهء خويش قرار گرفت و پس از نوشيدن قهوهاى ، آقايانِ اعضاى شهردارى مكّه را كه در پيشاپيش آنان « شيخ شيبى » حضور داشت به معظمله معرفى گرديد . سپس آقايانِ قاضى مكه ، و مفتى آن شهر ، نايب الحرم « 1 » سيد عبداللَّه زواوى رئيس نمايندگى دولت در چشمه زبيده و نيز نماينده دولت در معارف و ديگران كه از علماء و اشراف و اعيان بودند را به حضور ايشان معرفى نمود معظمله مراتب سپاس و تشكر فراوان خويش را به آنان اعلام كرد ، سپس بر اسب خود سوار گرديد و به سوى مكّه رهسپار شد . خديو و همراهانش و سربازان نيروى سلطنتى مستقر در آنجا ، حركت را آغاز كردند ، اين سربازان در دوسوى مسير تا پادگان حميديه صف كشيده بودند و مراتب اداى احترام و تعظيم را به وى بجاى مىآوردند در برابر پادگان فرماندهان نظامى و افسران آن ، مراسم تشريفات بزرگ را بجاى آوردند ، در اين فاصله گروه موزيك ، سلامِ خديوى را مىنواخت .
خديو از « باب جَرْول » وارد مكّه گرديد و درحاليكه پاسدارانِ محمل ، جهت اداى احترام و سلام به وى ايستاده بودند ، در مسير « شُبَيكه » حركت كرد و مردم از دوطرف او را همچون بَنايى استوار و محكم در بر گرفته بودند و همگى سلامتى و حفظ وجود والاى او را از درگاه الهى خواستار مىشدند . خديو از برابر « تكيهء مصريها » و ساختمان حكومتى حجاز و مركز شهردارى عبور نمود درحاليكه تمامى آن مكانها به زيباترين شكل آراسته گرديده بود .
پس در پگاهِ روز پنجشنبه سوم ذىالحجه ، به دَرِ حَرَمِ شريف رسيد و نماز صبح را با امام مالكى بجاى آورد ، پس از آن طواف تحيّت را به انجام رسانيد و به قصد سعى ميان صفا و مروه خارج گرديد . حاجيان از ملّيتهاى گوناگون و در پيشاپيش آنان حاجيان
هامش
( 1 ) . نايب الحرم ، نام خانوادهء معروفى است كه درحدود دويست سال شرف ادارهء حرم شريف مكى به آنانواگذار گرديده و همچون پردهدارى و سدانت كعبه كه در دست شيبيان است . اين پُست نيز در اين خانواده قرار داده شد اين خانواده تا سال 1380 هجرى همچنان بر اين شرف و افتخار باقى بودند ليكن هماكنون ديگر در اين پُست قرار ندارند و تنها نامى از آنها باقى مانده است « مترجم »