تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
نشان‌دادن آثار نابغهء قرن سيزدهم هجرى ، آن را به نوهء والاتبارش تقديم‌كرد ، تا اينكه در عظمت رواق‌هاى آن ، اثرِ وجودى نياى بزرگ خويش را ببيند . و در اينجا مىبايست اشاره لطيفى به اين مطلب داشته باشم كه دولت شريف نيز در مقام خود محبت و لطف و سخاوت محمد على پاشا را بر خانواده‌اش فراموش نكرد زيرا همو بود كه جدّ او « محمد بن عون » را در سال 1229 بعنوان امارت مكه تعيين كرد كه از آن پس تاكنون در دست فرزندان او قرار دارد . هنوز آفتاب اين روز مبارك نمايان نشده بود كه گلوله‌هاى توپخانه‌ها از قلعه‌هاى مكه براى گراميداشت قدوم خديو شليك شد . بعد از ظهر آن روز خديو مجدّداً با شريف ديدار نمود ، سپس جانشين فرماندهى ولايت حجاز به حضور خديو شرفياب گرديده و در ساعت چهار پس از غروب به سوى بيت اللَّه مكرم به قصد طواف حركت كرد . اما سركار والده از « بحره » در جمع همراهان خويش در پگاه روز يادشده بر كالسكه سوار شده و نزديكىهاى غروب به مكه رسيد . علياحضرت در كاروانى بسيار مجلل و زيبا كه بيننده‌ها آنچنان منظره‌اى را كمتر ديده و شنوندگان نيز كمتر شنيده بودند در ميان شليك توپ‌ها و اجراى نغمه‌هاى موسيقى بوسيله گروه موزيك و غريو جمعيت ايستاده بر راه به حركت خود ادامه دادند تا اينكه در برابر « باب الصفا » كاروان متوقف شد و علياحضرت به خانهء « پاناجا پاشا » « 1 » كه براى اقامت نامبرده در طول مدتى كه در بلدالامين قرار دارند ، در نظر گرفته شده بود ، وارد گرديدند . پس از سپرىشدن پاسى از شب ملكهء مادر طواف تحيت را انجام داده و سپس به همراه شاهزاده خانم‌ها - سوار بر كالسكه - سعى را بجاى آوردند . روز جمعه چهارم ذى الحجه هنوز خورشيد پديدار نگشته بود كه هزاران نفر از مردم به درِ خانه خديوى گرد آمده بودند يكى دست خود را براى دعا بلند كرده بود ، و ديگرى كف دست خويش را از براى بذل بخشش دراز كرده بود ، بزرگان مصرى براى نوشتن نام خود در دفتر تشريفات و انجام وظيفه خيرمقدم ، بر هم پيشى مىگرفتند . پيش از ظهر آن روز خديو
هامش
( 1 ) . اين خانه نيز از آثار « محمد على پاشا » بوده كه از سوى مرحوم « احمد پاشا » والى حجاز بنا گرديد سپس « پاناجا پاشا » از بازمانده‌هاى او ، آن را در سال 1301 هجرى خريدارى نمود .
الرحلة الحجازية ( سفرنامه حجاز ) ( فارسى ) — صفحة 109 | انصارى / محمد لبيب البتنوني