تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
( و پيوندش به جائى نيست و به هيچ وجه اميد رستگارى در آن نمى رود ) .

41

غالب الهوى مغالبة الخصم و خصمه و حاربه محاربة العدوّ عدوهّ لعلّك تملكه : بر هوا و هوس غالب شدن دشمن بر دشمن و با او بجنگ جنگيدن بدخواه با بدخواه شايد كه زمام آن را بدست آرى .

42

غناء العاقل بحكمته و عزهّ بقناعته : خردمند توانگريش بدانشش و عزّتش بقناعتش مىباشد .

43

غرض المحقّ الرّشاد : مقصد و غرض مرد حقّ به راه راست رفتن است .

44

غرض المبطل الفساد : مقصد مرد نادرست تباهى نمودن است .

45

غرض المؤمن اصلاح المعاد : مرد با ايمان منظور و دلخواهش سر و سامان دادن كار آخرتش مىباشد .

46

و قال عليه السّلام فى وصف الدّنيا : غرّارة ، ضرّارة ، حائلة ، زائدة ، بآئدة ، نافذة : جهانيست سخت فريبنده ( بين انسان و خواهشش ) حائل شونده ، تباه كننده و تمام شونده ( سرائى است ناپايدار و سايه ايست سريع الانتقال ) .

47

غضّ الطّرف عن محارم اللّه افضل العبادة چشم پوشى از چيزهائى كه خدا حرام كرده است بالاترين عبادت است .

48

غذاء الدّنيا سمام ، و اسبابها رمام خورشهاى جهان همه زهرها ( ى كشنده ) است و اسبابش پوسيدنى است .

49

غائب الموت احقّ منتظر و اقرب قادم : مرگى كه نهان است سزاوارترين چيزى است كه بايد بانتظار آن بود و نزديكترين وارد شونده است

50

غدر الرّجل مسبّة عليه : خيانت و دغلكارى مرد زشتى و ننگ بر او است .

51

غلظ الإنسان فيمن ينبسط عليه اخطر شيء : درشتى كردن شخص بر كسى كه بر وى گشاده روئى مىكند خطرناك ترين چيز است .

52

و قال عليه السّلام في توحيد اللّه تعالى غوص الفطن لا يدركه ، و بعد الهمم لا يبلغه : و آن حضرت عليه السّلام در بارهء يگانگى
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 509 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي