غلبهء شهوت ( بر انسان ) پاكدامنى را از بين مى برد و شخص را بوادى تباهى مى كشاند .
32
غالبوا أنفسكم على ترك المعاصى يسهل عليكم مقادتها الى الطّاعات : در ترك گناهان بر نفوس خويش غالب شويد تا اين كه كشاندن آن نفوس را بسوى طاعات بر شما آسان گردد
33
غرّى يا دنيا من جهل حيلك و خفى عليه حبائل كيدك : جهانا ( دست از دامان على بدار و ) كسى را بفريب كه بحيلههاى تو نادان است و دامهاى كيد و مكر تو به روى پوشيده است
34
غلبة الهوى يفسد الدّين و العقل هوا و هوس كه بر انسان چيره شد عقل و دين تباه مى گردد .
35
غشّك من ارضاك بالباطل و اغراك بالملاهى و الهزل : آنكه تو را ( بدنياى ناپايدار ) باطل خورسند خواست و ببازيها و مسخرهگيها فريب داد تو را آلوده ساخته و با تو خيانت كرده است .
36
غلبة الهزل تبطل عزيمة الجدّ : چربيدن جنبهء شوخى ( بر انسان ) عزم و كوشش را از بين مى برد ( و رفته رفته شخص را بمبادى دينى بى اعتنا مىكند ) .
37
غشّ الصّديق و الغدر بالمواثيق من خيانة العهد : ناپاكى دوست و به پيمانها بى وفائى كردن از پيمان شكنى است .
38
غالبوا انفسكم على ترك العادات و جاهدوا أهوائكم تملكوها : بر نفوس خويش غالب شويد بر ترك عادتها و با هواها و هوسهايتان بجنگيد آنها را مالك مى گرديد .
39
و قال عليه السّلام فى وصفه الدّنيا : غرّارة غرور ما فيها ، فانية فان ما فيها : جهانى است پر فريب و آنچه در آن است بازيچه است ، نابود شونده است ، و هر چه هم در آنست نابود شدنى است .
40
و قال عليه السّلام فى وصف النّار : غمر قرارها مظلمة اقطارها حامية قدورها قطيعة امورها : آن حضرت در وصف دوزخ فرمودند : دوزخ تهش گود و عميق ، و كنارهاى آن تاريك است و ديگهايش تيز و جوشان است و رشتهء امورش برنده است