مانند دست باز داشتن از حرام نيست .
116
لا غرّة كالثّقة بالأيّام : هيچ فريفتگى مانند اطمينان پيدا كردن بروزگار نيست .
117
لا جهاد كجهاد النّفس : هيچ پيكارى مانند پيكار و جنگيدن با نفس اماّره نيست .
118
لا فقه لمن لا يديم الدّرس : براى كسى كه درس را مداومت نمى نمايد دانش و فقهى در كار نيست .
119
لا عبادة كأداء الفرائض : هيچ عبادتى مانند بجاى آوردن واجبات نيست .
120
لا قربة بالنّوافل اذا اضرّت بالفرائض : نوافل اگر بفرائض زيان رساند باعث نزديكى به خدا نمى باشد .
121
لا وقاية امنع من السّلامة : هيچ نگهبانى نگهدارندهتر از تندرستى نيست .
122
لا سبيل اشرف من الاستقامة : هيچ راهى شريفتر از راه راست و درست نيست .
123
لا يفسد الدّين كالطّمع : هيچ چيزى دين را مانند طمع از بين نمى برد .
124
لا يصلح الدّين كالورع : هيچ چيزى مانند پرهيزكارى دين را سر و سامان نمى بخشد .
125
لا يوبى العلم الّا من سوء فهم السّامع علم ابا و سركشى نكند مگر از سوء فهم شنونده ( يعنى وقتى كه شنونده كند ذهن و دير فهم شد علم را دريافت نخواهد كرد در برخى نسخ لا يؤتى العلم نوشته شده است كه معناى آن هم در جاى خود درست است ) .
126
لا يلقى المريب صحيحا : بد گمان هيچگاه تندرستى را نمى بيند .
127
لا يلقى الحريص مستريحا : آزمند هيچگاه بآسايش نرسد .
128
لا يوجد الحسود مسرورا : رشكبر را هيچگاه شادمان نتوان يافت .
129
لا يلقى العاقل مغرورا : خردمند را هيچگاه فريب خورده نتوان ديد .
130
لا يكون الكريم حقودا : جوانمرد بد انديش نمى باشد .
131
لا يكون المؤمن حسودا : مؤمن رشكبر نمى باشد .
132
لا تحصل الجنّة بالتّمنّى : بهشت آرزو بدست نيايد .
133
لا ينال الرّزق بالتّعنّى : انسان با زحمت كشيدن به روزى نرسد .