ابلهان بر قطع كردن ريشهء احسان است .
12
عادة الكرام الجود : دأب و ديدن بزرگان بر بخشش است .
13
عادة الكرام حسن الصّنيعة : دأب بزرگان بر نيكوكارى است .
14
عادة اللّئام قبح الوقيعة : خوى ناكسان بر زشتى افكندن است ( مر بزرگان و ديگران را ) .
15
عادة المنافقين تهزيع الأخلاق : خوى منافقان بر پاره كردن بندهاى خوش خوئى است .
16
عادة الأشرار اذيّة الرّفاق : خوى زشتان و ناپاكان آزار كردن دوستان است
17
عادة اللّئام و الأغمار أذيّة الكرام و الأحرار : خوى ناكسان و ابلهان آزار كردن جوانمردان و آزادگان است .
18
عادة الأشرار معاداة الأخيار : خوى بدان دشمنى كردن با خوبان است .
الفصل الرابع و الخمسون حرف العين بلفظ عجبت
ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف العين بلفظ عجبت قال عليه السّلام فصل پنجاه و چهارم از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام در حرف عين بلفظ عجبت آن حضرت عليه السّلام فرمودند :
1
عجبت لمن شكّ فى قدرة اللّه و هو يرى خلقه : تعجّب ميكنم از كسى كه در قدرت خداوند تعالى شكّ دارد در صورتى كه آفريدهء او را مى بيند .
2
عجبت لغافل و الموت حثيث خلفه : عجب دارم از كسى كه غافل است و مرگ بشتاب او را دنبال مىكند .
3
عجبت لمن انكر النّشأة الأخرة و هو يرى النّشاة الأولى : عجب دارم از كسى كه منكر نشأة آخرت است در صورتى كه راه نشأة دنيا را مى بيند ( و بفكرش نمى رسد آنكه دنيا را آفريدهء از پديد آوردن و آخرت عاجز نيست )
4
عجبت لعامر دار الفناء و تارك دار البقاء عجب دارم از كسى كه سراى ناپايدار را آباد مىكند و سراى پايدار آخرت را وامى گذارد .
5
عجبت لمن نسى الموت و هو يرى من يموت عجب دارم از كسى كه مرگ را فراموش مىكند در صورتى كه آنكه مى ميرد مى بيند .