بگاه يورش آوردن مرگ ها اميدها و آرزوها رسوا مى گردند .
11
عند تصحيح الضّمائر يبدو غلّ السّرائر : به كار درست كردن انديشهها كين توزيها و بد انديشيها آشكار مى گردند .
12
عند تحقّق الأخلاص تستنير الضّمآئر هنگامى كه پاكدامين تحقّق پيدا كند درونها تابناك گردند
13
عند تظاهر النّعم تكثر الحسّاد : هنگامى كه نعمتها آشكار شوند رشكبران بسيار گردند .
14
عند الشّدآئد تذهب الأحقاد : بهنگام سختيها كين توزيها از ميان مى روند ( و شخص از خودش به ديگرى نمى تواند بپردازد ) .
15
عند زوال القدرة يتبيّن الصّديق من العدوّ : هنگامى كه توانائى از بين مى رود دوست از دشمن پديدار مى گردند .
16
عند كمال القدرة تظهر فضيلة العفو بهنگامى كه قدرت بسر حدّ كمال رسد فضل و عفو و گذشت ( از گناه ديگران ) پديدار مى گردد ( پروردگارا قدرت تو از همگان فزونتر و گناه من از تمامى بندگان تو افزونتر است بحقّ محمّد و آل محمّد از سر تقصيرات ما در گذر و بلطفت ببخشاى ) .
17
عند نزول المصائب و تعاقب النّوآئب تظهر فضيلة الصّبر : گاهى كه مصيبتها فرود آيند و گرفتاريها بدنبال هم برسند فضيلت صبر و تحمّل پديدار مى گردد .
18
عند تواتر البرّ و الإحسان يتعبّد الحرّ : بهنگامى كه نيكى و خوبى بدنبال هم ( از طرف شخصى به ديگرى ) برسند آزاد مرد بنده مىشود .
19
عند كثرة الأفضال و شدّة الاحتمال تتحقّق الخلالة : بهنگام بسيارى بخششها و سختى تحملّها و بردباريها ( از دوست ) دوستى محقّق مى گردد .
20
عند كثرة العثار و الزّلل تكثر الملامة هنگام بسر در آمدنها و لغزشهاى بسيار سرزنشها ( بر انسان ) بسيار مى گردد .
21
عند معاينة اهوال القيمة تكثر من المفرطين النّدامة : بهنگامى كه افراط كنندگان ( در گنهكارى ) ترسهاى قيامت را بنگرد پشيمانيشان بسيار مى گردد ( لكن ديگر كار را از كار گذشته است )
22
عند بديهة المقال تختبر عقول الرّجال