تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤

6

عجبت لمن يرى أنهّ ينقص كلّ يوم فى نفسه و عمره و هو لا يتاهّب للموت عجب دارم از كسى كه مى بيند هر روزى كه از جانش و از عمرش كم مىشود باز براى مردن كارى نمى سازد

7

عجبت لمن يحتمى من الطّعام لأذيتّه كيف لا يحتمى من الذّنب لعقوبته : عجب دارم از كسى كه از خوراك ( بسيار ) مى پرهيزد براى آزارش چگونه از گناه براى كيفر و سزايش نمى پرهيزد

8

عجبت لمن يرجو رحمة من فوقه كيف لا يرحم من دونه : عجب دارم از كسى كه اميدوار به مهر و رحمت ما فوق خودش هست چگونه و براى چه به زير دست خودش ترحّم نمى كند .

9

عجبت لمن خاف البيات فلم يكفّ عجب دارم از كسى كه از خوابگاه مرگ مى ترسد و از گناه باز نمى ايستد .

10

عجبت لمن عرف سوء عواقب اللّذّات كيف لا يعفّ : عجب دارم از كسى كه بدى عواقب لذّات دنيا را مى شناسد چرا دست از آنها نمى كشد .

11

عجبت لمن يقنط النّجاة و معه النّجاة و هو الاستغفار عجب دارم از كسى كه ( از رحمت خدا ) نااميد است در صورتى كه وسيلهء رستگارى با او است و آن استغفار كردن است .

12

عجبت لمن علم شدّة انتقام اللّه و هو مقيم على الأصرار : عجب دارم از كسى كه سختى انتقام و كيفر خدا را ميداند و حال اين بر گنهكارى پافشارى و ايستادگى مىكند .

13

عجبت لمتكبّر كان أمس نطفة و هو فى غد جيفة : عجب دارم از كسى كه كبر مى ورزد در صورتى كه ديروز نطفهء ( گنديده ) و در فردا نيز مردارى گنديده خواهد بود .

14

عجبت لمن عرف اللّه كيف لا يشتدّ خوفه : عجب دارم از كسى كه خداى را مى شناسد چرا سخت از او نمى ترسد .

15

عجبت لغفلة الحسّاد عن سلامة الأجساد عجب دارم از بيخردى رشكبران ( بر مال و جاه ديگران ) از تندرستيها ( چون خود خوردن و رشكبردن پيكر را مى گذارد و تندرستى را از بين مى برد ) .

16

عجبت لغفلة ذوى الألباب عن حسن الارتياد و الاستعداد للمعاد : عجب