تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
نگهدارى آبرويش جانش را فدا كند ( و با نام نيك از جهان برود ) .

97

من اللّوم ان يصون الرّجل ماله و يبذل عرضه : از ناكسى است كه شخص مالش را نگه دارد و آبرويش را بدهد و از بين ببرد .

98

من شقاء المرء ان يفسد يقينه : از بدبختى مرد است كه يقين خود را از بين ببرد ( و بآخرت ايمان نداشته باشد ) .

99

من الشّقآء ان يصون المرء دنياه بدينه از بدبختى و بيچاره‌گى است كه شخص دينش را بدهد و دنيايش را نگه دارد .

100

من طبايع الأغيار اتعاب النّفوس فى الاحتكار از خوها و طبايع بيگانگان ( از رحم و عاطفه و انسانيّت آن ) است كه در كار احتكار مردم را برنج و تعب اندازد .

101

من شيم الأبرار حمل النّفوس على الإيثار از روش نيك مردان است كه مردم را به كار بخشندگى بدارند .

102

من طبايع الجهّال التّسرّع الى الغضب فى كلّ حال : از خوهاى نادانان است كه در هر حالى بسوى خشم و غضب بشتابند .

103

من سوء الاختيار مغالبة الأكفاء و معاداة الرّجال : از بدگزيدنها است بر مانندگان خويش غالب شدن و با مردمان دشمنى ورزيدن

104

من كفّارات الذّنوب العظام اغاثة الملهوف بيچارگان را فرياد رسيدن گناهان را جبران و تدارك كردن است .

105

من افضل المكارم تحمّل المغارم و اقراء الضّيوف : ميهمانان را بخانهء خواندن و غرامتها را تحمّل كردن از برترين بزرگواريها است .

106

من افضل الفضائل اصطناع الصّنايع و بثّ المعروف : از افزونترين فضيلتها خوبيها را كار بستن و نيكيها را آشكار نمودن است ( و مردم را عملا به خوبى وا داشتن ) .

107

من علامات النّبل العمل بسنّة العدل : از نشانه‌هاى بزرگوارى بدستور و روش عدل عمل كردن است .

108

من كمال الشّرف الأخذ بجوامع الفضل شرف و بزرگى را كامل كردن به همه دستورات فضل و دانش ( تا آنجا كه ميّسر است ) عمل كردن است .

109

من كرم النّفس التّحلّى بالطّاعة : خود را