138
من اشرف الشّرف الكفّ عن التّبذير و السّرف : از ارجمندترين ارجمنديها از تبذير و اسراف دست بازداشتن است .
139
من المروّة انّك اذا سئلت ان تتكلّف و اذا سئلت ان تخفّف : از جوانمردى تو اين است كه اگر پرسيده شوى خود را برنج اندازى ( و حاجت در خواست كننده را بر آورى ) و اگر بپرسى و چيزى بخواهى آن را سبك گيرى .
140
من المروّة ان تقصد فلا تسرف و تعد فلا تخلف : از مردانگى تو است كه ميانه روى كنى و اسراف ننمائى و وعده دهى و خلاف وعده نكنى .
141
من اشرف العلم التّحلّى بالحلم : از شريفترين علم آنست كه خود را بزيور حلم بيارائى .
142
من اشرف الشّيم الوفاء بالذمّم : از گرامى ترين روشها به پيمانها وفا كردن است .
143
من افضل الاختيار و احسن الاستظهار ان تعدل فى القضاء و تجريه فى العامّة و الخاصّة على السّوآء : از گرامى ترين گزيدنها و بهترين پشتيبانها اينست كه در قضاوت عدل را به كار برى و آن را در بين خواصّ و عوام يكسان اجرا نمائى .
144
من سوء الاختيار مغالبة الأكفاء و مكاشفة الأعداء و معاداة من يقدر على الضّرّآء : از بد برگزيدن است بر همكنان و همرديفان غلبه جستن و دشمنى را با دشمنان آشكار كردن و بر كسى كه توانائى زيان رساندن دارد فزونى جستن و خصمى نمودن .
145
من علامات العقل العمل بسنّة العدل : از نشانههاى خردمندى عمل كردن بدستور عدالت است .
146
من علامات الأقبال سداد الأقوال و الرّفق فى الأفعال : از نشانههاى دولتمندى راستى و درستى گفتارها و نرمى در كردارها است
147
من افضل الأسلام الوفاء بالذّمام : افزونترين مسلمانى بعهدها وفا كردن است .
148
من افضل البرّ برّ الأيتام : از برترين نيكيها نيكى با يتيمان است .
149
من تقوى النّفس العمل بالطّاعة : بفرمان خدا كار كردن از پرهيز و تقواى انسان است .
150
من شرف الهمّة لزوم القناعة : قناعت را