بفرمانبردارى خدا آراستن از بزرگيهاى نفس است .
110
من اكرم الخلق التّحلّى بالقناعة : خود را بوسيلهء قناعت آرايش كردن از گرامى ترين اخلاق است .
111
من امارات الدّولة التّيقّظ لحراسة الأمور : از نشانههاى دولتمندى بيدارى و هشيارى است براى نگهدارى امور .
112
من كمال السّعادة السّعى فى اصلاح الجمهور از كمال نيكبختى است در اصلاح كار مردم كوشيدن .
113
من الواجب على الغنىّ ان لا يضنّ على الفقير بماله : بر مرد توانگر و دارا واجب است كه با مالش بر ندار بخل نورزد ( و از آن بر وى انفاق نمايد )
114
من الواجب على الفقير ان لا يبذل من غير اضطرار سؤاله : بر شخص ندار واجب است كه تا بيچارهء نشود سؤال نكند ( و آبرويش را نريزد و اگر كرد آنچه كه مى گيرد بر وى حرام است ) .
115
من الواجب على ذى الجاه ان يبذله بطالبه : بر مرد آبرومند و صاحب جاه واجب است كه بدر خواست مال ببخشد .
116
من المفروض على كلّ عالم ان يصون بالورع جانبه و ان يبذل علمه لطالبه بر هر مرد دانشمندى واجب است كه بوسيلهء پارسائى و پرهيز خود را نگه دارد و علمش را بطالب علم بذل نمايد .
117
من هوان الدّنيا على اللّه سبحانه ان لا يعصى الّا فيها : از خوارى و دنيا است كه خداوند بزرگ جز در آن معصيت كرده نشود .
118
من ذمامة الدّنيا عند اللّه سبحانه ان لا ينال ما عنده الّا بتركها : از پستى دنيا نزد خداوند سبحان است كه شخص بدانچه كه نزد خداست نرسد مگر به ترك آن دنيا .
119
من افضل الدّين المروّة و لا خير فى دين ليس فيه مروّة : برترين ( دستوارت ) دين مروّت و مردانگى است و دينى كه مروّت در آن نباشد خيرى در آن نيست .
120
من تمام المروّة التنزهّ عن الدّنيّة : از كمال و تماميّت مردانگى از پستى و ناكسى پاكيزه و بدور بودن است .
121
من الحزم التّأهّب و الاستعداد : از حزم و دور انديشى مهيّا و آماده بودن ( و زاد و توشهء مرگ را تهيهّ ديدن ) است .
122
من العقل التّزوّد ليوم المعاد : زاد و بزرگ